01 ارديبهشت 1405 - 13:51
در نشست تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی در شرایط جنگ مطرح شد؛

آزمون بزرگ اقتصاد ایران در شرایط جنگی

آزمون بزرگ اقتصاد ایران در شرایط جنگی
نشست تخصصی تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی در شرایط جنگ در موسسه پول و ارز برگزار شد.
کد خبر : ۱۸۲۵۳۳

به گزارش خبرنگار ایبنا، اقتصاد در شرایط جنگی وارد آزمونی جدی می‌شود که در آن تاب‌آوری ساختار‌های تولیدی و توان تأمین نیاز‌های اساسی مردم سنجیده می‌شود. در این وضعیت، کشور‌هایی موفق‌تر عمل می‌کنند که بتوانند بدون وابستگی شدید به خارج، ثبات نسبی بازار‌های داخلی را حفظ کنند. ایران به دلیل تجربه طولانی در تحریم، جنگ و فشار‌های اقتصادی، به سطحی از خوداتکایی و انعطاف‌پذیری رسیده که آن را در میان اقتصاد‌های نسبتاً مقاوم قرار می‌دهد. این تجربه هم به تقویت زیرساخت‌های تأمین کالا‌های اساسی کمک کرده و هم رفتار مصرفی جامعه را با شرایط بحران هماهنگ ساخته است.

کارشناسان اقتصادی و اجتماعی معتقدند در شرایط جنگی، مصرف به سمت کالا‌های ضروری حرکت می‌کند و بازار‌هایی مانند مسکن، خودرو و سفر‌های غیرضروری دچار رکود می‌شوند. در مقابل، تمرکز اقتصاد بر تأمین مایحتاج روزمره افزایش می‌یابد. در مجموع، تجربه تاریخی، ظرفیت تولید داخلی و همراهی مردم، نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری اقتصادی ایران داشته و امکان عبور از بحران‌های احتمالی را تقویت کرده است.

با توجه به اهمیت حیاتی موضوع مذکور، اندیشکده پول و ارز نشستی تخصصی را با تمرکز بر واکاوی دقیق همین چالش‌ها برگزار کرده است. این میزگرد با حضور حسن گلمرادی، عضو هیات علمی موسسه عالی بانکداری، مصطفی سمیعی نسب، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) و مجتبی امیری، رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران برگزار و تلاش شد تا ابعاد مهم تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی در شرایط جنگ مورد ارزیابی قرار گیرد.

تاب‌آوری یا فروپاشی؟ آزمون بزرگ اقتصاد ایران در شرایط جنگی

تاب‌آوری اقتصادی به چه معناست؟

حسن گلمرادی: تاب‌آوری اقتصادی به توان یک اقتصاد برای مقابله با شوک‌ها و بحران‌هایی مثل جنگ، تحریم یا بحران‌های مالی و سپس بازگشت سریع و کم‌هزینه به وضعیت تعادل گفته می‌شود. این مفهوم دو بخش اصلی دارد: اول میزان مقاومت اقتصاد در برابر شوک‌ها و دوم سرعت بازسازی و ترمیم پس از بحران. در یک اقتصاد تاب‌آور، حتی اگر شوکی رخ دهد، متغیر‌های کلان مثل تورم، نرخ ارز و تولید دچار جهش‌های شدید و بی‌ثباتی طولانی‌مدت نمی‌شوند و سیستم می‌تواند در مدت زمان معقول به وضعیت پایدار برگردد.

چه عواملی بیشترین نقش را در تاب‌آوری اقتصادی دارند؟

حسن گلمرادی: مهم‌ترین عامل، ثبات اقتصاد کلان است؛ یعنی کنترل تورم، ثبات نرخ ارز و مدیریت نقدینگی. هرچه این متغیر‌ها پایدارتر باشند، اقتصاد در برابر شوک‌ها مقاوم‌تر است. عامل مهم دیگر ساختار اقتصاد است؛ اقتصاد‌هایی که وابستگی بالایی به نفت یا درآمد‌های خارجی دارند، در برابر شوک‌های بیرونی آسیب‌پذیرتر هستند. همچنین ناترازی‌ها در حوزه بودجه دولت، نظام بانکی، انرژی و منابع طبیعی می‌توانند تاب‌آوری را به‌شدت کاهش دهند. در مقابل، حکمرانی اقتصادی کارآمد، تصمیم‌گیری به‌موقع و مدیریت درست بحران‌ها می‌تواند شدت آسیب‌ها را کم کند و روند بازسازی را تسریع کند. بهره‌وری پایین نیز یکی از عوامل پنهان تضعیف تاب‌آوری است، چون باعث می‌شود اقتصاد با منابع موجود نتواند به‌درستی بازسازی شود.

نقش مردم و جامعه در تاب‌آوری اقتصادی چیست؟

حسن گلمرادی: تاب‌آوری اقتصادی فقط به سیاست‌های دولت وابسته نیست و بخش مهمی از آن به رفتار اجتماعی مردم مربوط می‌شود. در شرایط بحران، اگر مردم رفتار هیجانی نداشته باشند، از خرید‌های غیرضروری، احتکار و ایجاد تقاضای کاذب پرهیز کنند، فشار بر بازار‌ها کمتر می‌شود و بحران تشدید نمی‌شود. همچنین انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس همبستگی ملی نقش مهمی در سرعت بازسازی اقتصاد دارند. تجربه نشان داده هر زمان مردم همراهی بیشتری داشته‌اند، آثار منفی بحران‌ها کمتر شده و اقتصاد سریع‌تر به حالت عادی برگشته است. در مقابل، بی‌اعتمادی و شکاف اجتماعی می‌تواند بحران را عمیق‌تر و طولانی‌تر کند.

برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی چه اقداماتی لازم است؟

حسن گلمرادی: برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی باید مجموعه‌ای از اصلاحات هم‌زمان انجام شود. اولین اقدام، افزایش سرمایه‌گذاری به‌ویژه در زیرساخت‌های حیاتی است، چون بدون سرمایه‌گذاری پایدار، اقتصاد توان بازسازی در بحران را ندارد. دوم، حرکت به سمت مردمی‌سازی اقتصاد و تقویت نقش بخش خصوصی در کنار دولت است. سوم، تصمیم‌گیری باید بر پایه داده، علم و تحلیل دقیق باشد تا خطا‌های سیاستی کاهش یابد. همچنین هوشمندسازی اقتصاد و استفاده از فناوری می‌تواند هزینه‌ها را کاهش داده و سرعت واکنش به بحران‌ها را بالا ببرد. افزایش بهره‌وری، اصلاح الگوی مصرف انرژی و منابع، و کاهش ناترازی‌های مالی و بانکی نیز از الزامات اساسی هستند. در نهایت، شفافیت اطلاعات اقتصادی و مدیریت علمی بحران‌ها کمک می‌کند تصمیم‌گیری‌ها دقیق‌تر و واکنش‌ها سریع‌تر شود و در مجموع، اقتصاد در برابر شوک‌ها مقاوم‌تر عمل کند.

در شرایط بحران یا جنگ، چرا نرخ ارز معمولاً دچار نوسان شدید می‌شود و نقش بانک مرکزی در چنین شرایطی چه خواهد بود؟

حسن گلمرادی: طبق تئوری‌های اقتصادی، در شرایط جنگی معمولاً عرضه ارز کاهش پیدا می‌کند و از طرف دیگر تقاضا برای ارز افزایش می‌یابد. این دو عامل در کنار هم باعث ایجاد انتظارات افزایشی در بازار ارز می‌شوند و به طور طبیعی فشار برای افزایش نرخ ارز بالا می‌رود. خوشبختانه یکی از موفقیت‌های دولت در بحث حکمرانی، توانایی در کنترل نرخ ارز و مدیریت انتظارات بازار بوده است. این موضوع باعث شد تا از جهش شدید شاخص‌های اقتصادی جلوگیری شود و تاب‌آوری اقتصاد افزایش یابد. در پی این ثبات همراهی و حمایت مردم نیز تقویت شده است. در مجموع عملکرد دولت و بانک مرکزی در تصمیم‌گیری‌های ارزی مثبت ارزیابی می‌شود، چراکه توانسته است پایداری اقتصادی را به شکل موثری بهبود بخشد.

تاب‌آوری یا فروپاشی؟ آزمون بزرگ اقتصاد ایران در شرایط جنگی

در شرایط بحران و جنگ، مهم‌ترین عامل موفقیت یک کشور چیست؟

مصطفی سمیعی نسب: اگر بخواهیم دقیق و واقع‌بینانه نگاه کنیم، عامل تعیین‌کننده در چنین شرایطی «تاب‌آوری» است؛ یعنی توان یک جامعه برای حفظ ثبات و ادامه مسیر در ابعاد اقتصادی و اجتماعی. اما نکته مهم اینجاست که این تاب‌آوری صرفاً به شاخص‌های سخت مثل منابع مالی یا زیرساخت‌ها وابسته نیست، بلکه به شدت تحت تأثیر روایتی است که از بحران در ذهن مردم شکل می‌گیرد. در واقع مردم بر اساس همین روایت‌ها تصمیم می‌گیرند که بترسند، عقب‌نشینی کنند یا مقاومت کنند. آنچه در ادبیات اقتصادی به عنوان «اقتصاد روایی» شناخته می‌شود، دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد. اینکه داستان‌ها، برداشت‌ها، هیجانات و فضای ذهنی جامعه می‌تواند رفتار‌های اقتصادی را شکل دهد. به همین دلیل، یک روایت درست می‌تواند تاب‌آوری را تقویت کند و یک روایت غلط می‌تواند حتی در شرایط عادی هم بحران ایجاد کند.

تأثیر روایت‌ها چگونه خودش را در اقتصاد نشان می‌دهد؟

مصطفی سمیعی نسب: در عمل می‌بینیم که بسیاری از تصمیمات اقتصادی مردم لزوماً مبتنی بر تحلیل منطقی نیست، بلکه تحت تأثیر فضای روانی و روایت‌های غالب شکل می‌گیرد. به عنوان مثال، در بازار‌هایی مثل رمزارزها، در ابتدای شکل‌گیری، هیچ چارچوب تحلیلی مشخصی برای ارزش‌گذاری وجود نداشت، اما یک روایت جذاب از آینده مالی متفاوت باعث شد افراد زیادی وارد این بازار شوند. در داخل کشور خودمان نیز بار‌ها دیده‌ایم که موج‌های ورود به بازار‌هایی مثل ارز، طلا یا مسکن، بیشتر از آنکه مبتنی بر داده‌های واقعی باشد، ناشی از یک باور جمعی و فضای هیجانی بوده است. همین موضوع باعث می‌شود رفتار‌های اقتصادی حالت سینوسی و تکرارشونده پیدا کند، چون روایت‌ها مدام بازتولید می‌شوند؛ بنابراین اگر بخواهیم این چرخه نوسان را کنترل کنیم، باید روایت‌ها را اصلاح کنیم، نه فقط متغیر‌های اقتصادی را.

نقش مردم و جامعه در فرآیند تاب‌آوری چگونه تعریف می‌شود؟

مصطفی سمیعی‌نسب: نکته بسیار مهم این است که مردم نباید در چنین شرایطی صرفاً تماشاگر باشند، بلکه باید خود را بخشی از این فرآیند بدانند. آنچه در برخی بحران‌های اخیر مشاهده شد، این بود که با وجود همه اختلاف‌نظرها، نوعی همگرایی و انسجام در جامعه شکل گرفت. این اتفاق به نظر من ریشه در حافظه تاریخی مردم ایران دارد؛ یعنی تجربه‌های گذشته مثل جنگ‌ها و بحران‌های مختلف از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم، یک نوع درک مشترک ایجاد کرده که در لحظات حساس، باید از یک کلیت بزرگ‌تر به نام ایران حفاظت کرد. همین حس میهن‌دوستی و درک مشترک، باعث می‌شود افراد حتی با وجود اختلاف سلیقه، در بزنگاه‌ها کنار هم قرار بگیرند. این همان سرمایه اجتماعی است که می‌تواند تاب‌آوری را به شکل جدی تقویت کند و اگر درست مدیریت شود، یک مزیت بزرگ برای کشور محسوب می‌شود.

نقش رسانه‌ها و سیاست‌گذاران چیست و چه اقداماتی باید انجام شود؟

مصطفی سمیعی نسب: رسانه‌ها در این میان نقش بسیار کلیدی دارند، چون عملاً تولیدکننده و منتشرکننده روایت‌ها هستند. اگر این فضا رها شود، روایت‌های نادرست و حتی مخرب می‌تواند به سرعت در جامعه گسترش پیدا کند و رفتار‌های اقتصادی را منحرف کند. حتی در برخی موارد دیده‌ایم که یک کانال غیررسمی در فضای مجازی توانسته اثر قابل‌توجهی بر بازار‌ها بگذارد. از سوی دیگر، یکی از ضعف‌های جدی ما نبود شفافیت کافی در داده‌های اقتصادی و همچنین ضعف در آموزش اقتصادی است؛ به طوری که هم مردم و هم حتی برخی تحلیل‌گران با کمبود اطلاعات دقیق مواجه هستند؛ بنابراین چند اقدام اساسی ضروری است: اول، مدیریت هوشمند جریان اطلاعات و روایت‌ها در شرایط بحران؛ دوم، تقویت رسانه‌های تخصصی و مرجع؛ سوم، افزایش شفافیت داده‌های اقتصادی برای تصمیم‌گیری بهتر؛ و چهارم، توجه جدی به آموزش اقتصادی از سنین پایین. در نهایت باید پذیرفت که اقتصاد فقط با ابزار‌های فنی اداره نمی‌شود، بلکه مدیریت ذهن و ادراک جامعه هم بخش مهمی از آن است.

نظر شما درباره تاب‌آوری اقتصادی چیست؟

مجتبی امیری: تاب‌آوری اقتصادی یعنی اینکه یک اقتصاد بتواند در برابر شوک‌ها و بحران‌ها مثل جنگ، تحریم یا نوسان شدید قیمت‌ها مقاومت کند و فرو نپاشد. فقط مقاومت مهم نیست، بلکه سرعت برگشت به وضعیت عادی هم اهمیت دارد. اگر اقتصادی بتواند در زمان بحران آسیب کمتری ببیند و بعد از آن سریع‌تر خودش را بازسازی کند، می‌گوییم تاب‌آوری بالایی دارد. در واقع تاب‌آوری یعنی هم تحمل بحران و هم بازگشت سریع به تعادل.

چه چیز‌هایی باعث افزایش تاب‌آوری اقتصادی می‌شود؟

مجتبی امیری: یکی از مهم‌ترین عوامل، ثبات در متغیر‌های کلان اقتصادی مثل تورم و نرخ ارز است. اگر این شاخص‌ها جهش‌های شدید نداشته باشند، اقتصاد در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر می‌شود. عامل مهم دیگر، حکمرانی درست و تصمیم‌گیری علمی است؛ یعنی سیاست‌گذاری‌ها بر اساس داده و علم باشد نه تصمیم‌های لحظه‌ای. همچنین همکاری مردم و همدلی اجتماعی هم نقش مهمی دارد، چون در شرایط بحران رفتار مصرفی مردم می‌تواند به کنترل یا تشدید وضعیت کمک کند.

تاب‌آوری یا فروپاشی؟ آزمون بزرگ اقتصاد ایران در شرایط جنگی

مهم‌ترین ضعف‌های ساختاری اقتصاد که تاب‌آوری را کاهش می‌دهد چیست؟

مجتبی امیری: یکی از مشکلات اصلی، وابستگی بالای اقتصاد به بخش خارجی و نفت است که باعث می‌شود هر شوک بیرونی سریع به داخل منتقل شود. از طرف دیگر، ناترازی‌های اقتصادی مثل کسری بودجه، بدهی‌های بانکی، رشد نقدینگی و مشکلات نظام بانکی، فشار زیادی به اقتصاد وارد می‌کند. شکاف‌های اجتماعی و نبود انسجام هم باعث کاهش اعتماد عمومی و در نتیجه کاهش تاب‌آوری می‌شود. در مجموع، این ضعف‌ها باعث می‌شوند اقتصاد در برابر بحران‌ها آسیب‌پذیرتر باشد.

بعد از بحران‌ها چه اقداماتی برای تقویت اقتصاد لازم است؟

مجتبی امیری: بعد از بحران، برای تقویت اقتصاد باید نهاد علم وارد تصمیم‌گیری شود و بین علم و سیاست‌گذاری ارتباط واقعی شکل بگیرد.همچنین نظام تصمیم‌گیری باید شفاف و ضدفساد شود. از سوی دیگر نظام بانکی به جای فعالیت‌های غیرمولد باید در خدمت تولید قرار گیرد و یک نظام نوشونده و تاب‌آور ایجاد شود که بتواند با تغییرات و شوک‌ها خود را بازسازی کند. همچنین فعال شدن مدیران و نخبگان و تقویت انگیزه و مشارکت اجتماعی برای جلوگیری از انفعال نیز ضروری است.

ارسال‌ نظر