به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، رشد پرشتاب هوش مصنوعی در سالهای اخیر، تنها یک تحول فناورانه نبوده است؛ این فناوری اکنون به یکی از تعیینکنندهترین نیروها در شکلدهی به بازار کار جهانی تبدیل شده است. شرکتهای بزرگ فناوری، که روزی پیشگام استخدامهای گسترده بودند، امروز بیش از هر زمان دیگری در حال کوچکسازی ساختارهای انسانی، بازتعریف نقشها و جایگزینی بخشی از وظایف با سامانههای هوشمند هستند.
همین روند، نگرانیها درباره آغاز یک دوره طولانی از بحرانهای شغلی را افزایش داده است؛ بحرانی که نهفقط کارکنان فناوری، بلکه طیفی وسیع از مشاغل اداری، پشتیبانی، محتوا، برنامهنویسی و حتی برخی نقشهای مدیریتی را دربر میگیرد.
موج اخراجها در غولهای فناوری؛ نشانهای از تغییر ساختاری
در سالهای اخیر شرکتهای بزرگ فناوری که زمانی موتور اصلی ایجاد فرصتهای شغلی بودند، اکنون به یکی از کانونهای اصلی تعدیل نیرو تبدیل شدهاند. شرکتهایی مانند متا، مایکروسافت، آمازون و گوگل هزاران شغل را در چارچوب برنامههای بازسازی ساختار سازمانی حذف کردهاند؛ روندی که بسیاری از تحلیلگران آن را با گسترش هوش مصنوعی مرتبط میدانند.
در سال ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ موج گستردهای از اخراجها در صنعت فناوری رخ داد و دهها هزار کارمند شغل خود را از دست دادند. این روند در سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافت و به گفته پایگاههای رصد بازار فناوری، شرکتهای متعدد فناوری در حال کوچکتر کردن تیمهای انسانی و افزایش سرمایهگذاری در اتوماسیون و هوش مصنوعی هستند.
تحلیلگران معتقدند این اخراجها تنها واکنشی به رکود اقتصادی یا کاهش درآمد نیست، بلکه بخشی از گذار ساختاری شرکتها به سمت مدلهای تولیدی است که وابستگی کمتری به نیروی انسانی دارند.
هوش مصنوعی چگونه ماهیت کار را تغییر میدهد؟
تحول فعلی در بازار کار تنها به اتوماسیون ساده محدود نیست. ظهور مدلهای مولد هوش مصنوعی، مانند سیستمهای تولید متن، تصویر و کد، باعث شده بسیاری از وظایف فکری و دانشی که پیشتر فقط توسط انسان انجام میشد، اکنون توسط ماشینها انجامپذیر شود.
پژوهشگران دانشگاه استنفورد تأکید میکنند که بحث اصلی در مورد اتوماسیون فقط حذف مشاغل نیست، بلکه تغییر در ماهیت کار است؛ بهگونهای که بسیاری از وظایف انسانی به ابزارهای هوشمند منتقل میشود و کارکنان باید مهارتهای جدیدی برای همکاری با این فناوریها بیاموزند.
برخی تحلیلها نیز نشان میدهد که هوش مصنوعی در بسیاری از حوزهها نقش «تقویتکننده» دارد، اما در صورت استفاده صرف برای کاهش هزینهها میتواند به حذف گسترده مشاغل منجر شود.
آمارهای جهانی؛ میلیونها شغل در معرض دگرگونی
گزارشهای بینالمللی نشان میدهد تأثیر هوش مصنوعی بر اشتغال میتواند بسیار گسترده باشد. مجمع جهانی اقتصاد در گزارش «آینده مشاغل» اعلام کرده است که تا سال ۲۰۲۷ حدود ۸۳ میلیون شغل ممکن است از بین برود، در حالی که حدود ۶۹ میلیون شغل جدید ایجاد خواهد شد؛ به این ترتیب بازار کار جهانی با کاهش خالص حدود ۱۴ میلیون شغل روبهرو میشود.
سازمان بینالمللی کار نیز هشدار داده است که هوش مصنوعی مولد میتواند ساختار بسیاری از مشاغل اداری و دفتری را تغییر دهد و بهویژه در کشورهای توسعهیافته بر بخش قابل توجهی از نیروی کار تأثیر بگذارد.
در همین حال مؤسسه مککینزی در مطالعهای درباره آینده بازار کار اعلام کرده است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۲ میلیون نفر در آمریکا ممکن است مجبور به تغییر شغل خود شوند، زیرا فناوریهای جدید و اتوماسیون ساختار مشاغل را دگرگون میکند.
کدام مشاغل بیشتر در معرض خطر هستند؟
کارشناسان میگویند مشاغلی که مبتنی بر وظایف تکراری، قابل پیشبینی و دادهمحور هستند بیش از دیگران در معرض جایگزینی توسط هوش مصنوعی قرار دارند. از جمله این مشاغل میتوان به کارهای اداری، ورود داده، پشتیبانی مشتری، تولید محتوای اولیه، ترجمه ساده، و برخی وظایف برنامهنویسی سطح پایه اشاره کرد.
طبق تحلیل سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، حدود ۲۷ درصد مشاغل در کشورهای عضو این سازمان در معرض خطر بالای اتوماسیون قرار دارند.
در مقابل، مشاغلی که نیازمند خلاقیت پیچیده، تعامل انسانی، تصمیمگیری استراتژیک یا مهارتهای فنی پیشرفته هستند، کمتر در معرض حذف کامل قرار دارند؛ هرچند حتی این مشاغل نیز با تغییر ماهیت وظایف روبهرو خواهند شد.
تناقض بزرگ اقتصاد فناوری؛ کاهش نیروی انسانی، افزایش سرمایهگذاری در هوش مصنوعی
یکی از ویژگیهای قابل توجه اقتصاد فناوری در سالهای اخیر، همزمانی اخراج کارکنان با افزایش بیسابقه سرمایهگذاری در هوش مصنوعی است. شرکتهای بزرگ میلیاردها دلار برای توسعه مدلهای هوش مصنوعی، ساخت مراکز داده و خرید تراشههای پیشرفته هزینه میکنند.
این سرمایهگذاریها به شرکتها اجازه میدهد با تیمهای کوچکتر، خروجی بیشتری تولید کنند. به بیان دیگر، شرکتها در حال حرکت به سمت ساختارهایی هستند که در آن درآمد و ارزش بازار بالا باقی میماند، اما تعداد کارکنان نسبت به گذشته کمتر است.
به گفته تحلیلگران اقتصادی، این مدل کسبوکار میتواند برای سرمایهگذاران جذاب باشد، اما در سطح اجتماعی به معنای افزایش نااطمینانی شغلی و فشار بیشتر بر نیروی کار برای ارتقای مهارتها خواهد بود.
بحران اعتماد شغلی در میان کارکنان
یکی از پیامدهای مهم تحولات اخیر، کاهش احساس امنیت شغلی در میان کارکنان است. بسیاری از نیروهای متخصص، حتی در صنایع پیشرفته، دیگر مطمئن نیستند که مهارتهای فعلی آنان در سالهای آینده همچنان ارزشمند خواهد بود.
این نگرانی باعث شده توجه به آموزش مجدد و ارتقای مهارتها بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. گزارشهای اقتصادی تأکید میکنند که میلیونها نفر در سراسر جهان برای باقی ماندن در بازار کار باید مهارتهای دیجیتال و فناورانه جدیدی بیاموزند.
مجمع جهانی اقتصاد تخمین میزند که تا سال ۲۰۲۷ حدود ۴۴ درصد از مهارتهای اصلی مورد نیاز برای مشاغل تغییر خواهد کرد؛ موضوعی که نشاندهنده سرعت بالای تحول در بازار کار جهانی است.
آغاز یک بحران شغلی یا گذار فناورانه؟
اقتصاددانان درباره آینده اشتغال در عصر هوش مصنوعی دیدگاههای متفاوتی دارند. برخی معتقدند این فناوری در نهایت مشاغل جدیدی ایجاد خواهد کرد و بهرهوری اقتصادی را افزایش میدهد، همانطور که انقلابهای صنعتی گذشته نیز در بلندمدت چنین اثری داشتهاند.
اما گروهی دیگر هشدار میدهند که سرعت تحولات فعلی ممکن است باعث شود بسیاری از کارگران پیش از آنکه فرصت سازگاری با شرایط جدید را پیدا کنند، شغل خود را از دست بدهند.
به همین دلیل بسیاری از نهادهای بینالمللی تأکید میکنند که سیاستگذاران باید همزمان با توسعه فناوری، برنامههای گستردهای برای آموزش مجدد نیروی کار، حمایت اجتماعی و ایجاد فرصتهای شغلی جدید طراحی کنند.
نشانههای موجود حاکی از آن است که بازار کار جهانی در حال ورود به مرحلهای تازه از تحول است. موج اخراجها در شرکتهای بزرگ، افزایش سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و پیشبینیهای نهادهای بینالمللی درباره دگرگونی میلیونها شغل، همگی نشان میدهد که جهان کار در آستانه تغییرات عمیق قرار دارد.
در چنین شرایطی، چالش اصلی دیگر تنها توسعه فناوری نیست، بلکه مدیریت پیامدهای اجتماعی آن است. اگر دولتها و شرکتها نتوانند میان نوآوری و امنیت شغلی تعادل برقرار کنند، گسترش هوش مصنوعی ممکن است به جای آنکه صرفاً یک انقلاب فناورانه باشد، به آغاز دورهای از بحرانهای شغلی در اقتصاد جهانی تبدیل شود.