به گزارش خبرنگار ایبنا، واکاوی پیامدهای اقتصادی جنگ تحمیلی اخیر نشان میدهد که هدفگذاری تخریب زیرساختهای انرژی، فراتر از یک آسیب فیزیکی، بخش تأمین منابع ارزی کشور را نشانه رفته است. برآوردهای کارشناسی حکایت از آن دارد که افت ۲۰ درصدی تولید گاز در پالایشگاههای پارس جنوبی، زنجیرهای از واکنشهای اقتصادی را فعال کرده که در انتهای آن، فشار مستقیم بر ریال و جهش تقاضا در بازار ارز خودنمایی میکند.
ارتباط میان ناترازی انرژی و ثبات بازار ارز در ایران، از دو کانال کاهش عرضه ارز و افزایش تقاضای ارزی عبور میکند: بخش عمدهای از صادرات غیرنفتی ایران متعلق به صنایع انرژیبر نظیر پتروشیمی و فولاد است. این واحدها برای تداوم تولید، به گاز به عنوان خوراک وابسته هستند. ناترازی فعلی، دولت را بر سر دوراهی قطع گاز منازل یا صنایع قرار داده است؛ انتخابی که در صورت منجر شدن به توقف فعالیت کارخانهها، به معنای کاهش مستقیم ورودی ارز و در نتیجه، تضعیف ابزارهای مداخلهای بانک مرکزی خواهد بود.
از سوی دیگر با کاهش تولید گاز، نیروگاهها و صنایع برای جلوگیری از توقف کامل، به سمت مصرف سوختهای جایگزین مانند گازوئیل و مازوت کوچ میکنند. این تغییر رویه، به معنای خروج میلیاردها دلار سرمایه از سبد صادراتی سوخت مایع کشور است. در واقع، سوختی که میتوانست به عنوان کالایی ارزآور صادر شود، اکنون در داخل کشور دود میشود و در سناریوهای بدبینانه، کشور را با ریسک واردات سوخت و فشار مضاعف بر ذخایر ارزی مواجه میسازد.
آمارهای رسمی نشان میدهد ایران در ردیف پرمصرفترین کشورهای جهان در حوزه گاز قرار دارد. میزان مصرف انرژی هر شهروند ایرانی بهطور متوسط بیش از دو برابر یک شهروند در کشورهای همسایه با اقلیم مشابه مانند گرجستان است. نکته بحرانی اینجاست که شدت انرژی در ایران ۲.۱ برابر میانگین جهانی و ۱.۶ برابر کشور صنعتی چین است؛ آماری که از بهرهوری بسیار پایین انرژی در بخشهای تولیدی و خانگی حکایت دارد.
اگرچه بخشی از آمار بالای مصرف گاز در ایران ناشی از سیاست جایگزینی گاز با سایر حاملهای انرژی مانند برق و فرآوردههای نفتی در سبد مصرفی خانوارهاست، اما آمارهای کلان نشان میدهد که حتی با در نظر گرفتن مجموع انرژیهای مصرفی، ایران همچنان در زمره کشورهای پرمصرف جهان قرار دارد. در واقع، پایین بودن قیمت سوخت باعث شده تا ارزانی جایگزین بهرهوری شود؛ به طوری که هر شهروند ایرانی معادل انرژی بیشتری نسبت به کشورهای با درآمد مشابه مصرف میکند، بدون آنکه لزوماً سطح رفاه یا خروجی اقتصادی بالاتری داشته باشد.
رضا سپهوند، دبیر کمیسیون انرژی مجلس در گفتگو با خبرنگار «ایبنا» به نکته کلیدی این بحران اشاره میکند: «نمیتوان تاوان مصرف بیرویه اقلیت پرمصرف را از کل اقتصاد گرفت.»
او معتقد است دولت باید با شجاعت به سمت اجرای دقیق «تعرفهگذاری پلکانی» حرکت کند. در این الگو، به جای قطع برق و گاز صنایع که منجر به رکود و گرانی ارز میشود، هزینه ناترازی باید مستقیماً از مشترکانی دریافت شود که فراتر از الگوهای استاندارد مصرف میکنند.
واقعیت این است که مدیریت مصرف در بخش خانگی دیگر یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت امنیت ملی است. هر شهروندی که با کاهش دمای منزل، اجازه میدهد گازِ یک واحد پتروشیمی تأمین شود، در واقع در حال دفاع از ارزش پول ملی است. صرفهجویی در گاز، کوتاه کردن دست نوسانگیران از بازار ارز و تضمین تداوم تولید در سنگر صنایع مادر است.