به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، تصمیم تازه اوپکپلاس برای افزایش روزانه ۱۸۸ هزار بشکهای تولید در سپتامبر ۲۰۲۶، در ظاهر ادامه همان مسیر تدریجی بازگرداندن کاهشهای داوطلبانه است؛ اما در بطن خود، حامل یک تغییر مهم در منطق تصمیمگیری این ائتلاف است. اگر در ماههای بحران، اولویت اصلی اوپکپلاس مهار شوک عرضه و جلوگیری از جهش بیثباتکننده قیمتها بود، اکنون با فروکش نسبی ریسکهای منطقهای، بازگشت جریان نفت از خلیج فارس و تضعیف چشمانداز تقاضا، مسئله اصلی دیگر «کمبود عرضه» نیست، بلکه «نحوه مدیریت بازگشت بشکهها به بازاری است که بهسرعت میتواند وارد مازاد شود».
در چنین فضایی، افزایش تولید اوپکپلاس نه یک علامت صِرفِ اعتماد به تقاضا، بلکه بیش از هر چیز تلاشی برای حفظ کنترل بر بازار، جلوگیری از واگذاری سهم به رقبا و مدیریت نزول قیمتهاست.
اوپکپلاس چرا تولید را بالا میبرد؟
اوپکپلاس در نشست ۲ اوت ۲۰۲۶ تصمیم گرفت تولید هفت کشور عضوِ درگیر در کاهشهای داوطلبانه آوریل ۲۰۲۳ را از سپتامبر، در مجموع ۱۸۸ هزار بشکه در روز افزایش دهد. این هفت کشور شامل عربستان سعودی، روسیه، عراق، کویت، قزاقستان، الجزایر و عمان هستند. بر اساس بیانیه رسمی اوپک، این روند همچنان «تدریجی، انعطافپذیر و قابل توقف یا معکوس شدن» باقی میماند؛ عبارتی که نشان میدهد ائتلاف هنوز بهطور کامل از خطر افت بیشتر قیمتها آسوده نیست.
اما اهمیت تصمیم اخیر فقط در عدد ۱۸۸ هزار بشکه نیست؛ اهمیت اصلی در زمینه بازار است. دادههای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد عرضه جهانی نفت در ژوئن، با ازسرگیری جریانها از تنگه هرمز، ۴.۱ میلیون بشکه در روز جهش کرد و به ۹۸.۸ میلیون بشکه در روز رسید. همزمان، همان گزارش تصریح میکند که افت تقاضای جهانی در ۲۰۲۶ بهتدریج تعدیل میشود، اما بازار در حال حرکت از وضعیت «کمبود ناشی از بحران» به سمت «پتانسیل مازاد عرضه» است. به بیان ساده، آنچه تا چند هفته قبل بازار را نگران میکرد، قطع صادرات بود؛ اکنون نگرانی اصلی، بازگشت سریعترِ عرضه نسبت به تقاضاست.
عامل اول: کاهش ریسک ژئوپلیتیک و فروکش «پریمیوم جنگ»
یکی از مهمترین محرکهای تصمیم اخیر اوپکپلاس، کاهش ریسک ژئوپلیتیک در خلیج فارس است. گزارش رویترز در ۳ اوت نشان داد که نفت برنت در واکنش به امید بازار به کاهش تنش میان واشنگتن و تهران و نیز چشمانداز باز ماندن تنگه هرمز، حدود ۷ درصد سقوط کرد و در ۸۳.۷۷ دلار بسته شد. حتی اگر بخش مهمی از این خوشبینی بر پایه اظهارات سیاسیِ هنوز تأییدنشده بنا شده باشد، واقعیت بازار این است که «پریمیوم ریسک» در حال تخلیه شدن است.
برای اوپکپلاس، این تحول دو معنا دارد: نخست اینکه دیگر نیازی نیست همانند دوره بحران، بازار را با محدودیت عرضه مصنوعی در سطوح بسیار بالا نگه دارد؛ دوم اینکه اگر خود ائتلاف در بازگرداندن بشکهها تعلل کند، این خلا میتواند با افزایش تولید بازیگران دیگر یا بازگشت تدریجی صادرات منطقهای پر شود، بدون آنکه اوپکپلاس از منافع آن بهرهمند شود.
عامل دوم: ترس از مازاد عرضه در نیمه دوم سال
تصمیم اوپکپلاس را بدون توجه به پیشبینیهای نهادهای بینالمللی درباره تراز بازار نمیتوان فهمید. اداره اطلاعات انرژی آمریکا در گزارش ۷ ژوئیه ۲۰۲۶ برآورد کرد که پس از عبور از دوره تنگنای عرضه در سهماهه سوم، بازار در سهماهه چهارم به سمت مازاد بازمیگردد و ذخایر نفت بهطور متوسط روزانه ۲.۷ میلیون بشکه افزایش مییابد.
این برآورد برای اوپکپلاس بسیار معنادار است: اگر مازاد در راه باشد، بهترین راهبرد این نیست که کاهشهای عمیق را تا آخرین لحظه حفظ کند؛ بلکه این است که بازگشت عرضه را خودش و با ریتمی کنترلشده هدایت کند.
به بیان دیگر، اوپکپلاس در حال انتخاب میان دو سناریوست:
از این رو تصمیم سپتامبر نشان میدهد ائتلاف سناریوی دوم را ترجیح داده است.
عامل سوم: حفظ سهم بازار، بهویژه برای عربستان و روسیه
در پسِ زبان دیپلماتیک بیانیههای اوپک، رقابت بر سر سهم بازار همچنان یک عامل تعیینکننده است. عربستان سعودی و روسیه که هر کدام در سپتامبر ۶۲ هزار بشکه در روز به تولید خود میافزایند، بیش از دیگران علاقهمندند که روند بازگشت بشکهها تحت مدیریت خودشان باقی بماند. در دورههای طولانی محدودیت عرضه، همواره این خطر وجود دارد که تولیدکنندگان خارج از چارچوب اوپکپلاس یا حتی برخی اعضای کمانضباطتر، سهم بیشتری از بازار را تصاحب کنند.
از همین رو، افزایش تولید اخیر را باید نوعی بازتنظیم سهم بازار نیز دانست. رویترز گزارش داده است که افزایش سپتامبر عملا روند بازگرداندن کاهشهای داوطلبانه ۱.۶۵ میلیون بشکهای سال ۲۰۲۳ را تکمیل میکند و پس از آن احتمال مکث وجود دارد. این یعنی اوپکپلاس میخواهد پیش از ورود به مرحله توقف، آخرین بخش از بشکههای معوق را به بازار بازگرداند؛ نه به شکل آزاد و ناگهانی، بلکه در قالب سهمیههای رسمی و قابل رصد.
عامل چهارم: بازسازی اعتبار داخلی ائتلاف
جنبه کمتر دیدهشده تصمیم اخیر، مسئله انضباط درونی اوپکپلاس است. در بیانیه رسمی ۲ اوت، کشورهای مشارکتکننده بار دیگر بر جبران کامل مازاد تولید از ژانویه ۲۰۲۴ تأکید کردند. این تأکید صرفا یک جمله تشریفاتی نیست. در سالهای اخیر، یکی از چالشهای مزمن اوپکپلاس این بوده که برخی اعضا بیش از سهمیه تولید کردهاند و همین مسئله، بار اصلی کاهشها را بر دوش عربستان و تا حدی روسیه گذاشته است.
در چنین شرایطی، افزایش تدریجی تولید برای اعضایی که بهطور رسمی در چارچوب سهمیه عمل میکنند، میتواند ابزار سیاسی مهمی برای حفظ انسجام باشد: ائتلاف به اعضا نشان میدهد که پایبندی به توافق بیپاداش نمیماند و در عین حال، با سازوکار «جبران اضافهتولید» میکوشد اعتبار نظام سهمیهبندی را بازسازی کند.
عامل پنجم: اوپکپلاس دیگر فقط مدافع قیمت نیست، مدیرِ نوسان است
در سالهای گذشته، بسیاری از تحلیلها اوپکپلاس را صرفا ائتلافی برای بالا نگه داشتن قیمت نفت توصیف میکردند؛ اما تصمیمهای ۲۰۲۶ نشان میدهد این چارچوب دیگر کافی نیست. اکنون اوپکپلاس بیش از آنکه به دنبال بیشینهسازی قیمت باشد، در پی مدیریت دامنه نوسان است. در بازاری که یک خبر سیاسی میتواند در یک روز ۷ درصد از قیمت نفت کم کند، اولویت ائتلاف احتمالا نه رساندن برنت به اوجهای پیشین، بلکه جلوگیری از سقوط بینظم و از دست رفتن کنترل روانی بازار است.
از این زاویه، افزایش ۱۸۸ هزار بشکهای سپتامبر نوعی «سیگنال ثبات» است: اوپکپلاس به مصرفکنندگان میگوید آماده تأمین بازار است، و به معاملهگران هشدار میدهد که از جهشهای سفتهبازانه فاصله بگیرند. همزمان، با حفظ بند «قابل توقف یا معکوس شدن»، به بازار یادآوری میکند که اگر افت قیمت از حد مطلوب فراتر رود، ابزار بازگشت به سیاست انقباضی همچنان روی میز است.
اعداد چه میگویند؟
بر اساس بیانیه رسمی اوپک، افزایش سپتامبر ۲۰۲۶ میان هفت کشور اینگونه توزیع شده است: عربستان سعودی و روسیه هر کدام ۶۲ هزار بشکه در روز، عراق ۲۶ هزار، کویت ۱۶ هزار، قزاقستان ۱۰ هزار، الجزایر ۶ هزار و عمان ۵ هزار بشکه در روز. اوپکپلاس همچنین نشست بعدی را برای ۶ سپتامبر تعیین کرده است؛ زمانبندیای که نشان میدهد این ائتلاف عمداً چرخه تصمیمگیری را کوتاه نگه داشته تا بتواند با سرعت بیشتری به تغییرات بازار پاسخ دهد.
در سطح کلانتر، EIA پیشبینی کرده میانگین قیمت برنت در سال ۲۰۲۶ حدود ۸۲ دلار در هر بشکه باشد. این عدد از یکسو هنوز برای بسیاری از تولیدکنندگان جذاب است، اما از سوی دیگر آنقدر بالا نیست که اوپکپلاس بتواند با آسودگی از ریزش بیشتر قیمت چشمپوشی کند. به همین دلیل، هر افزایش تولیدی که اکنون تصویب میشود، در واقع روی مرز باریکی میان «بازگرداندن سهم بازار» و «تحریک افت بیشتر قیمت» حرکت میکند.
تصمیم اخیر اوپکپلاس را نباید صرفا یک افزایش فنیِ ۱۸۸ هزار بشکهای دانست؛ این تصمیم، بازتاب تغییر فاز بازار نفت است. ائتلافی که در اوج بحران با کاهش عرضه میکوشید از جهش نامتوازن و بیثباتی جلوگیری کند، اکنون در شرایطی قرار گرفته که باید بازگشت عرضه، افت ریسک ژئوپلیتیک، ضعف نسبی تقاضا و احتمال شکلگیری مازاد را همزمان مدیریت کند. به همین دلیل، افزایش تولید سپتامبر بیش از آنکه نشانه اعتماد کامل به بازار باشد، بیانگر نوعی احتیاط فعال است: اوپکپلاس میخواهد پیش از آنکه بازار خودش تعادل تازه را تحمیل کند، این تعادل را با دست خود طراحی کند.
اگر کاهش تنش در خلیج فارس ادامه یابد و برآوردهای IEA و EIA درباره بازگشت مازاد عرضه در نیمه دوم سال محقق شود، احتمال زیاد اوپکپلاس پس از سپتامبر وارد فاز مکث خواهد شد. در آن صورت، مأموریت اصلی این ائتلاف دیگر نه افزودن بشکههای بیشتر، بلکه دفاع از کف قیمتی و جلوگیری از ورود بازار به دور تازهای از افت شتابان خواهد بود. به زبان ساده، اوپکپلاس امروز در حال جنگ برای بالا بردن قیمت نیست؛ در حال جنگ برای حفظ کنترل بر بازاری است که بهسرعت در حال تغییر جهت است.