به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس طی چند سال گذشته با اتکا به سرمایههای عظیم، انرژی ارزان و برنامههای جاهطلبانه دیجیتالی، خود را برای تبدیل شدن به یکی از مهمترین مراکز جهانی هوش مصنوعی آماده کرده بودند.
طبق آنچه که سیانبیسی گزارش داده است، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و قطر با سرمایهگذاری در مراکز داده، زیرساخت پردازشی و مشارکت با غولهای فناوری غربی، تلاش داشتند از موج جهانی هوش مصنوعی برای تنوعبخشی به اقتصاد خود استفاده کنند. اما تشدید ناامنی منطقه، حمله به زیرساختهای حساس و افزایش ریسک ژئوپلیتیک، این مسیر را با تردیدهای جدی روبهرو کرده است.
شکستِ توهم ثبات
جنگ اخیر در خاورمیانه نشان داد که زیرساختهای حیاتی دیجیتال در خلیج فارس نیز از درگیریها مصون نیستند. در همان مراحل اولیه این جنگ، دو مرکز داده AWS در امارات متحده عربی هدف حمله قرار گرفتند و حتی آرکیتکچرهای دادهای در دبی نیز در معرض تهدید مستقیم قرار گرفتند.
این تحول، یک پیام روشن داشت: مراکز داده دیگر فقط داراییهای اقتصادی نیستند، بلکه بهتدریج به اهداف راهبردی در منازعات منطقهای تبدیل شدهاند. به این ترتیب مزیت رقابتی خلیج فارس در حوزه هوش مصنوعی که تا پیش از این بر دو پایه ثبات سیاسی نسبی و انرژی ارزان و فراوان استوار بود، اکنون زیر سوال رفته است.
بنا بر اذعان آژانس بینالمللی انرژی، بسته شدن تنگه هرمز در این دوره باعث «بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ» شده و قیمت نفت را از حدود ۷۲ دلار به نزدیک ۱۲۰ دلار یعنی افزایشی در حدود ۵۵ درصد طی سه ماه رسانده است.
پایان دوران انرژی ارزان
یکی از ارکان اصلی جذابیت خلیجفارس برای استقرار سرورهای عظیم هوش مصنوعی، دسترسی به انرژی ارزان بود. با این حال، بحران در تنگه هرمز و متعاقب آن افزایش ۵۵ درصدی قیمت نفت و رشد ۳۰ درصدی بهای گاز در امارات در آوریل ۲۰۲۶، موازنه هزینهها را بههم زده است.
افزون بر هزینه انرژی، هزینه ریسک نیز بهسرعت در حال افزایش است. سرمایهگذاران و شرکتهای فناوری اکنون باید احتمال حملات پهپادی، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش نرخ بیمه، و حتی نیاز به سختسازی فیزیکی مراکز داده را در محاسبات خود لحاظ کنند.
به همین دلیل، برخی از شرکتهای فعال در ساخت زیرساخت، از جمله Pure Data Center Group، موقتاً تصمیمهای سرمایهگذاری خود را متوقف کردهاند یا زمانبندی پروژهها را طولانیتر کردهاند. این روند نشان میدهد که ناامنی منطقهای فقط یک تهدید نظامی نیست، بلکه مستقیماً بر سرعت توسعه، هزینه تمامشده و جذابیت سرمایهگذاری اثر میگذارد.
تقابل «سرمایه کلان» با «ریسک ژئوپلیتیک»
با وجود این فشارها، جاهطلبیهای منطقهای همچنان پابرجاست. امارات از طریق MGX و G42 و با پشتوانه صندوق مبادله، عربستان با پروژه HUMAIN و حمایت صندوق سرمایهگذاری عمومی، و قطر با ابتکار Qai و اتکا به صندوق سرمایهگذاری قطر، همچنان در پی ساخت یک اکوسیستم کامل هوش مصنوعی هستند.
اما تفاوت امروز با گذشته این است که این پروژهها دیگر در فضای «ثبات مفروض» پیش نمیروند؛ بلکه باید در شرایطی طراحی شوند که امنیت فیزیکی، تنوع جغرافیایی، و تابآوری در برابر بحرانهای ژئوپلیتیک به بخشی از مدل کسبوکار تبدیل شدهاند.
در همین زمینه، کارشناسانی که CNBC به آنها استناد کرده، هشدار دادهاند که جنگ اخیر «توهم ثبات بلندمدت» را از بین برده و آینده مراکز داده در منطقه را به سمت هزینه بیشتر، زمانبر شدن پروژهها و نیاز به حفاظت فیزیکی جدیتر سوق داده است.
رویایی دور از دسترس
از نگاه تحلیلی، این یعنی خلیج فارس هنوز از بازی هوش مصنوعی خارج نشده، اما رؤیای تبدیل شدن به هاب جهانی AI اکنون دیگر قطعی و بیرقیب نیست و در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
با توجه به آنچه که گفته شد، هر چند تا پیش از جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، موج سرمایهگذاریهای کلان، قراردادهای بینالمللی و برنامههای ملی، خلیج فارس را به یکی از مهمترین بازیگران آینده هوش مصنوعی بدل کرده بود، اما ناامن شدن منطقه، این معادله را پیچیدهتر کرده است.
اگر جنگ و تهدیدات پیرامونی ادامه یابد، مزیتهای اصلی منطقه یعنی ثبات، انرژی ارزان و اعتماد سرمایهگذاران تضعیف میشوند. در نتیجه، رؤیای تبدیل شدن کشورهای خلیج فارس به هاب جهانی هوش مصنوعی نهتنها پرهزینهتر، بلکه نامطمئنتر و زمانبرتر از گذشته خواهد شد.
منابع:
CNBC - The Middle East war is testing the Gulf’s ambitions to become AI hub
IEA - The Gulf’s AI Dilemma