13 مهر 1405 - 17:29
پویا جبل عاملی تشریح کرد

ریشه‌های شوک ارزی در شرایط جنگ و محاصره

 پویا جبل‌عاملی، اقتصاددان در یادداشتی برای ایبنا به ریشه‌یابی مسائلی که در بازار ارز به وجود آمده پرداخت و نوشت: برای بهبود این شرایط نمی‌توان صرفاً به ابزار‌های اقتصادی تکیه کرد و لازم است اتفاقی در محیط بین‌الملل رخ دهد.
کد خبر : ۱۸۷۲۴۹

ریشه‌های شوک ارزی در شرایط جنگ و محاصره

در ریشه‌یابی مسئله‌ای که امروز در بازار ارز شاهد آن هستیم، نمی‌توان از یک واقعیت مهم چشم‌پوشی کرد؛ اقتصادی که در سال‌های مختلف، مجموع صادرات نفتی و غیرنفتی آن در یک برآورد سرانگشتی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار بوده، اکنون با شرایطی مواجه است که محاصره ایالات متحده عملاً تجارت خارجی کشور را به‌شدت محدود کرده است.

البته ممکن است بخشی از تجارت از مسیر‌های جایگزین انجام شود؛ استفاده از حمل‌ونقل ریلی، مرز‌های زمینی یا حتی بنادر کشور‌های دیگری که حاضر به همکاری هستند. اما به نظر می‌رسد حتی با در نظر گرفتن این مسیر‌های جایگزین، صادرات کشور به حدود یک‌پنجم وضعیت قبل کاهش پیدا کرده است. این یعنی یک شوک انقباضی بسیار شدید در تجارت خارجی و در نتیجه کاهش چشمگیر درآمد‌های ارزی کشور.

این اتفاق دست‌کم از دو مسیر می‌تواند خطرناک باشد. مسیر اول، خود بازار ارز است. وقتی درآمد‌های ارزی به شکل چشمگیری کاهش پیدا می‌کند، در حالی که حتی اگر واردات به حداقل برسد، نیاز‌های حداقلی اقتصاد همچنان وجود دارد، یک عدم تعادل در بازار شکل می‌گیرد و طبیعی است که نرخ ارز تحت فشار افزایشی قرار بگیرد.

مسیر دوم، از کانال درآمد‌های دولت است. وقتی درآمد ارزی دولت کاهش پیدا می‌کند، ممکن است گفته شود که دولت برای شش ماه یا حتی بیشتر، منابع مورد نیاز بودجه را از قبل تأمین کرده و اقدامات لازم را انجام داده است. اما مسئله اینجاست که این فرآیند، یک فرآیند یک‌باره نیست. دولت باید هر روز مطمئن باشد که سه ماه، شش ماه یا حتی یک سال آینده نیز درآمد‌های لازم را خواهد داشت تا بتواند تعهدات و هزینه‌های امروز خود را مدیریت کند.

اگر این چشم‌انداز وجود نداشته باشد که سه یا شش ماه آینده ارز مورد نیاز در دسترس خواهد بود، این نااطمینانی از همین امروز خودش را در شرایط اقتصادی نشان می‌دهد. فعالان اقتصادی این مسئله را می‌بینند و درک می‌کنند و همین موضوع بر انتظارات آنها اثر می‌گذارد.

فرض کنید دولت با کاهش درآمدهایش مواجه شده و برای تأمین بودجه به ریال نیاز دارد. این مسئله می‌تواند بر متغیر‌های پولی اثر بگذارد و در نهایت زمینه‌ساز تورم در ماه‌های آینده شود. فعالان اقتصادی لزوماً منتظر نمی‌مانند تا این اتفاق در آمار‌های تورمی ظاهر شود؛ آنها چشم‌انداز را می‌بینند، آن را درک می‌کنند و بر اساس آن تصمیم می‌گیرند؛ بنابراین همین چشم‌انداز نامطمئن درباره درآمد‌های دولت می‌تواند از مسیر انتظارات، تورم را نیز افزایش دهد.

در نتیجه، شرایط فعلی از دو کانال بر اقتصاد اثر می‌گذارد: از یک سو کاهش درآمد‌های ارزی و عدم تعادل در بازار ارز و از سوی دیگر، افزایش نااطمینانی درباره منابع دولت و اثر آن بر انتظارات تورمی.

در این میان، بانک مرکزی نیز اقداماتی انجام داده است. بخشی از این اقدامات، مانند محدود کردن معاملات تتر و موارد مشابه، اقداماتی است که البته از دید من اثر چندان قابل‌توجهی ندارد. اما در کنار آن، یک اقدام دیگر به نظر من مثبت بوده است؛ اینکه اگر امروز در بازار ارز تقاضایی برای حفظ ارزش دارایی وجود دارد، بانک مرکزی تلاش کرده این تقاضا را از کانال رسمی پاسخ دهد.

اگر ارزی که برای این نوع تقاضا عرضه می‌شود بر مبنای قیمت بازار باشد و به قیمت بازار نزدیک شود، به‌گونه‌ای که رانت ایجاد نکند، به نظر من مشکلی وجود ندارد. این تقاضا به هر حال در بازار وجود دارد و شما صرفاً آن را رسمی‌تر و شفاف‌تر کرده‌اید. از این منظر، این اقدام می‌تواند سیگنال مثبتی به فعالان اقتصادی بدهد؛ اینکه بانک مرکزی این نیاز را درک کرده و در مقابل آن شانه خالی نکرده است.

با این حال، شرایط موجود در بازار ارز نیازمند اقدامات دیگری نیز هست. اگر بپذیریم که عامل اصلی شرایط فعلی، محاصره و شرایط نااطمینانی ناشی از جنگ است، برای بهبود این شرایط نمی‌توان صرفاً به ابزار‌های اقتصادی تکیه کرد. لازم است اتفاقی در محیط بین‌الملل رخ دهد که بتواند یک چشم‌انداز مثبت برای فعالان اقتصادی و مردم ایجاد کند؛ مشابه آنچه در قالب توافق اسلام‌آباد می‌توانست چنین نقشی ایفا کند.

امروز تقریباً همه به این مسئله معترف هستند که یک چشم‌انداز اطمینان‌بخش و روشن برای آینده وجود ندارد. تا زمانی که تصمیم‌گیرندگان نتوانند این چشم‌انداز را ایجاد کنند، به نظر من نمی‌توان انتظار داشت که وضعیت موجود صرفاً با ابزار‌های اقتصادی اصلاح شود.

در بسیاری از کشور‌هایی که با تورم‌های بالا مواجه شده‌اند نیز مشاهده می‌کنیم که در نهایت یک تحول سیاسی یا بین‌المللی اتفاق افتاده، به واسطه آن یک افق جدید و چشم‌انداز مثبت ایجاد شده، انتظارات تغییر جهت داده و پس از آن ابزار‌های اقتصادی و سیاست‌های بانک مرکزی توانسته‌اند نقش مؤثرتری ایفا کنند؛ بنابراین تا زمانی که این چشم‌انداز ایجاد نشود، نمی‌توان اطمینان داشت که بازار به یک وضعیت آرامشبخش برسد.

در شرایط فعلی، همه دستگاه‌ها باید کمک کنند و با نوعی اتحاد میان تصمیم‌گیرندگان، آن افق را ایجاد کنند؛ افقی که بتواند گشایشی برای آینده به وجود بیاورد. در آن صورت است که می‌توان امیدوار بود بازار ارز به سمت شرایط مثبت حرکت کند و تورم نیز روند کاهشی خود را آغاز کند.

برچسب ها: ارز جنگ
ارسال‌ نظر
captcha