به گزارش خبرنگار ایبنا، طی دو ماه گذشته همزمان با تشدید رویارویی نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران، جنگی دیگر در جریان است؛ جنگی که سربازانش گلوله شلیک نمیکنند، بلکه با آشفتهنمایی وضعیت اقتصاد و القای «وضعیت فروپاشی» به دنبال تخریب امنیت روانی و اقتصادی جامعه هستند. سوال اصلی این است که مخلان امنیت روانی جامعه چه کسانی هستند؟ از این وضعیت آشفته چه سودی میبرند؟ و در مواجهه با چنین اقداماتی چه باید کرد؟
در مواجهه با فضای فعلی، سه لایه از مخلان امنیت اقتصادی و روانی قابل تشخیص است. لایه نخست، رسانههای معاند و شبکههای مجازی هستند که با تیترهایی نظیر «ورشکستگی قریبالوقوع بانکها»، «قطع کامل درآمدهای نفتی» و «از هم پاشیدن زنجیره تأمین کالاهای اساسی»، وحشت عمومی ایجاد میکنند تا مردم را به رفتارهای هیجانی مانند خروج سرمایه و هجوم برای خرید کالا وادارند. لایه دوم، دلالان و محتکران کالاهای اساسی، دارو و اقلام ضروری هستند که با بزرگنمایی اخبار کمبود، قیمتها را به طور جهشی افزایش میدهند و همچنین صرافیهای غیرمجاز که از نوسانات روانی نرخ ارز سود میبرند. لایه سوم، بازیگران خارجی به ویژه آمریکا و اسرائیل هستند که طراحی اصلی این جنگ روانی را بر عهده دارند.
در همین راستا، در حالی که عبدالناصر همتی؛ رئیس کل بانک مرکزی روند تامین کالاهای اساسی را مناسب و حاصل ثبات نسبی در بازار ارز ارزیابی میکند و سایر مسئولان نیز از تداوم فعالیت چرخ اقتصادی کشور علی رغم جنگ همه جانبه علیه کشور خبر میدهند، اخیرا دونالد ترامپ مدعی شد که ایران به او اطلاع داده در «وضعیت فروپاشی» قرار دارد و از آمریکا خواسته تنگه هرمز را هر چه زودتر باز کند؛ ادعایی که هیچ منبع رسمی ایرانی آن را تأیید نکرده و در چارچوب همان جنگ روانی برای تثبیت باور فروپاشی اقتصاد ایران در افکار عمومی طراحی شده است.
منتفعان اصلی این وضعیت آشفته چه کسانی هستند؟
علاوه بر آمریکا و اسرائیل که به عنوان منتفعان اصلی این آشفتهنمایی شناخته میشوند، شبکههای معاند که بودجه و مشروعیت خود را از نهادهای غربی و اسرائیلی تأمین میکنند، دلالان و واسطهگران غیررسمی بازارهای موازی (ارز، طلا، مسکن، خودرو) که از هیجان و ترس عمومی سود میبرند و قاچاقچیان سازمانیافته که در سایه اختلال روانی نظام نظارتی، فعالیت خود را گسترش میدهند، سایر منتفعان این جنگ روانی به حساب میآیند.
در همین راستا، غلامحسین محسنی اژهای؛ رئیس قوه قضائیه هشدار داده است که تمام تحرکات عناصر دشمن برای مخدوش کردن امنیت روانی و فیزیکی مردم رصد میشود و مورد برخورد قاطعانه و قانونی قرار خواهند گرفت. وی تأکید کرده که در شرایطی که دشمن متجاوز بسیار به ایجاد و گسترش ناامنی در محیط داخلی کشور امید بسته است، کلیه کسانی که مخل امنیت روانی مردم هستند و آب به آسیاب دشمن میریزند، بدانند هیچ ارفاق و اغماضی در قبال آنها وجود نخواهد داشت.
تجربه سالهای گذشته نشان داده هر بار که تنش نظامی با ایران افزایش یافته، همزمان موجی از شایعات اقتصادی سازمانیافته نیز راه اندازی شده است. الگویی تکراری که پیشتر با شایعه کمبود بنزین سبب هجوم به پمپ بنزینها و در نهایت ایجاد صفهای طولانی و القای بحران شد. امروز نیز همین الگو با مقیاس بزرگتر و با محوریت «فروپاشی کامل اقتصادی» در حال اجرا است.
نقش رسانهها در آرامشبخشی به جامعه
زهرا اجاق؛ عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا ضمن تأکید بر اینکه شرایط کنونی تا حد زیادی نتیجه انباشت ضعف در شفافیت اطلاعاتی است، گفت: تأکیدهای پیشین بر شفافیت دقیقاً برای چنین موقعیتهایی بود که بتواند اعتماد عمومی را تقویت کند، اما این ظرفیت بهطور کامل محقق نشد.
وی با اشاره به یک قاعده بنیادین در رسانه افزود: اگر مخاطب به منبع اعتماد داشته باشد، پیام را میپذیرد. در همین چارچوب، روایتهایی که از سوی بازیگران خارجی درباره اقتصاد ایران مطرح میشود، از طریق رسانهها به مخاطب منتقل میشود و میزان اعتماد به این رسانههای واسط، تعیینکننده اثرگذاری پیام است.
اجاق با انتقاد از عملکرد رسانههای داخلی تصریح کرد: در سالهای گذشته، رسانهها نتوانستهاند خود را بهعنوان نهادهایی مستقل و قابل اتکا بازنمایی کنند و همین امر موجب تضعیف اعتماد عمومی شده است. یکی از مشکلات رسانههای داخلی این است که مخاطب خود را به گروههای خاص محدود کردهاند، در حالی که مسائل اقتصادی کل جامعه را درگیر میکند و نمیتوان با مدیریت بخشی از افکار عمومی، انتظار بهبود وضعیت کلی را داشت.
وی با انتقاد از یکنواختی منابع رسانهای افزود: استفاده مکرر از چهرهها و تحلیلگران ثابت، به کاهش تنوع دیدگاهها و افت اعتماد مخاطب انجامیده است. در مقابل، بهرهگیری از «واسطههای مورد اعتماد» مانند دانشگاهیان، اقتصاددانان مستقل و نهادهای حرفهای میتواند به بازسازی اعتماد کمک کند.
وی در ادامه با اشاره به ملموس بودن واقعیتهای اقتصادی گفت: تجربه روزمره مردم از بازار، با برخی روایتهای رسمی همخوانی ندارد و همین شکاف، باعث میشود روایتهای کلی و غیرمستند، کارایی خود را از دست بدهند. در چنین شرایطی، نگرانی مردم از تأمین نیازهای اولیه تشدید میشود و اگر میان واقعیت عینی و روایت رسانهای همترازی وجود نداشته باشد، اعتماد به رسانه از بین میرود.
اجاق با تأکید بر نقش «معناسازی» در چارچوب ارتباطات بحران گفت: رسانه باید به مخاطب کمک کند تا واقعیت را درک کند؛ نه اینکه آن را بیش از حد بحرانی یا بیش از حد مطلوب جلوه دهد. وی افزود: در حال حاضر، مخاطب میان روایتهای متناقض گرفتار شده و این مسئله به افزایش اضطراب اجتماعی انجامیده است.
این استاد حوزه ارتباطات با اشاره به مفهوم «اقتصاد روایتی» گفت: دادههای اقتصادی زمانی در ذهن مخاطب ماندگار میشوند که در قالب روایت ارائه شوند؛ در غیر این صورت، تأثیرگذاری محدودی خواهند داشت. وی همچنین بر ضرورت ارتقای سواد رسانهای و اقتصادی جامعه تأکید کرد و افزود: رسانهها باید به مخاطبان بیاموزند که چگونه اطلاعات معتبر را از شایعات و اطلاعات نادرست تشخیص دهند و منابع قابل اعتماد را شناسایی کنند.
اجاق با اشاره به شرایط خاص جامعه ایران در ماههای اخیر گفت: تجربه تنشها، نااطمینانیها و فشارهای اقتصادی، وضعیت روانی جامعه را پیچیده کرده و در چنین فضایی، رسانهها باید با پرهیز از تیترهای هیجانی و اغراقآمیز، به کاهش التهاب کمک کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: رسانهها بهتنهایی قادر به حل این بحران نیستند و بهبود وضعیت نیازمند هماهنگی با نهادهای سیاستگذار است. با این حال، حتی در این شرایط نیز میتوان به ایجاد «اعتماد کارکردی» امیدوار بود؛ به این معنا که مخاطب، حتی بدون اعتماد کامل، رسانه را بهعنوان یک منبع اطلاعاتی مورد استفاده قرار دهد.