به گزارش خبرنگار ایبنا؛ در روزهایی که همسویی و همگرایی نهادها و دستگاههای اقتصادی مختلف و از همه مهمتر رسانهها؛ برای عبور از شرایط حساس کنونی ضرورتی اجتنابناپذیر است و همه ارکان کشور ذیل رهنمودهای مقام رهبری و رئیس جمهور و وحدت در کشور تاکید دارند؛ شاهد شکلگیری ماجرایی تکراری از سوی یک جریان سیاسی شکستخورده و رسانههای وابسته به آنها هستیم. ماجرایی که سعی دارد بیپایه و اساس «القای اختلاف» میان وزارت اقتصاد و بانک مرکزی را به تصویر بکشد و با دروغپردازی درباره وجود اختلاف در تیم اقتصادی دولت، پازل دشمن را تکمیل کند.
آخرین نمونه این رفتارهای منفعتطلبانه، ادعاهایی است که در روزهای اخیر درباره انتصابات مدیران عامل بانکهای دولتی در رسانههای این جریان سیاسی تفرقهافکن مطرح شد. در حالی که فرآیند طبیعی تصمیمگیریها در چارچوب مقررات جاری دنبال میشود، رسانههای این جریان ورشکسته اینگونه القا کردند که بانک مرکزی از فرآیند انتصابات بیاطلاع و وزارت اقتصاد به تنهایی تصمیمگیرنده است؛ اما واقعیتها، روایت دیگری را نشان میدهد و امروز بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بیش از هر زمانی در هماهنگی و همراهی با یکدیگر در مسیر دفاع از کشور و ملت قدم برمیدارند.
نکته قابل تأمل این است که هیچیک از مقامات ارشد این دو نهاد، واگرایی و تقابلی در روند همکاریها ندارند؛ اما رسانهها و پروژهبگیران رسانهای این جریان که در دوره مدیریت جدید بانک مرکزی، دیگر قادر به باجگیری رسانهای نبودهاند؛ با وارونه جلوه دادن واقعیت، سعی دارند روایتی دروغین را ترسیم کنند. این رویه دروغسازی و اختلافافکنی توسط این جریان پیش از این نیز در موضوعاتی مانند حذف ارز ترجیحی و سیاستهای پولی تکرار شده است.
واقعیت این است که بانک مرکزی در نزاع با هیچ بخش دیگری از دولت نیست و خبری از حاشیههایی که برخی رسانهها به دنبال آن هستند ندارد؛ بانک مرکزی با تمام توان در حال اجرای کاری است که هیچکس در ۲۰ سال گذشته جرأت اجرای آن را نداشت؛ حذف ارز ترجیحی؛ همان رانتی که برای عدهای بزرگترین سفره تاریخ ایران را پهن کرده بود و حالا قرار است با گذار از تبعات موقتی آن، زمینه تقویت اقتصاد غیردستوری را برای کشور فراهم کند.
این گروهها و رسانهها اگر به راستی در جستجوی اصلاح و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور هستند؛ باید رسالت خبری خود را به درستی دنبال و مباحثی را پیگیری کنند که مستقیما به معیشت مردم و زندگی اقشار مختلف جامعه مرتبط است؛ نه مباحث حاشیهای که صرفا اهداف شخصی آنها را محقق میسازد.
به هر حال؛ در شرایطی که کشور با تهدیدات خارجی و جنگی تمامعیار مواجه است، هرگونه القای اختلاف در سطح حاکمیتی، بدون تردید به نفع جبهه دشمن تمام خواهد شد و چیزی جز ایفای نقش در مقام پیادهنظام دشمن نیست. عاملان این آتشافروزیها، گروههایی هستند که گویی منافع سیاسی و اقتصادی آنها در فضای شفاف و منسجم اقتصادی تأمین نمیشود و سناریوی «تقابل وزارت اقتصاد و بانک مرکزی» را به دروغ در رسانههایشان پوشش میدهند و هدفشان چیزی جز تخریب چهره دولت و القای ناکارآمدی در مدیریت اقتصادی کشور و لطمهزدن به حاکمیت ایران نیست.