به گزارش خبرنگار ایبنا؛ با آغاز فعالیت صندوقهای ارزی در بازار سرمایه، این ابزار مالی از مرحله طرح و بررسی کارشناسی وارد مرحله اجرا شده است. پذیرهنویسی نخستین صندوق ارزی کشور، «مانا ملت»، از ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ آغاز شد و پس از تکمیل ظرفیت اولیه، سقف واحدهای سرمایهگذاری آن افزایش یافت. همچنین صندوق ارزی «ملی کیمیا» نیز به مرحله پذیرهنویسی رسیده که فردا ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵ کلید میخورد. این تحولات، بحث درباره ظرفیت صندوقهای ارزی برای جذب منابع ارزی مردم و هدایت آنها به سمت فعالیتهای مولد اقتصادی را وارد مرحله تازهای کرده است.
صندوقهای ارزی با فراهمکردن امکان سرمایهگذاری مبتنی بر ارز برای مردم، میتوانند منابعی را که خارج از چرخه رسمی اقتصاد نگهداری میشوند، به سمت تأمین مالی تولید و پروژههای ارزآور هدایت کنند؛ مسیری که هم برای صاحبان سرمایه امکان بهرهمندی از منافع سرمایهگذاری را فراهم میکند و هم میتواند به تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد کمک کند.
در همین راستا، میزگردی با حضورعیسی عباسی، کارشناس پولی و ارزی و ایمان اسلامیان، عضو هیاتمدیره گروه سرمایهگذاری سپهر صادرات برگزار کردیم که طی آن کارکرد صندوقهای ارزی، نقش بانکها در کاهش ریسک، ضرورت بازسازی اعتماد عمومی و الزامات تخصیص منابع به پروژههای ارزآور بررسی شده است. مشروح این میزگرد را در ادامه میخوانید:
صندوقهای ارزی چه کارکردی دارند و چه نقشی در توسعه بازارهای مالی و تأمین مالی اقتصاد ایفا میکنند؟
ایمان اسلامیان: صندوقهای ارزی عمدتاً در کشورهایی که ارز ملی آنها در زمره ارزهای مرجع جهانی قرار ندارد، با هدف تعمیق بازار دارایی و سرمایه و ایجاد ابزارهایی برای تأمین مالی مبتنی بر ارزهای مرجع راهاندازی میشوند. در کشورهایی که برخی مؤلفههای اقتصادی آنها به ایران شباهت دارد، مانند نیجریه، مصر و ترکیه، تجربه راهاندازی این صندوقها وجود دارد.
در کشورهایی که بازارهای مالی عمیق و پیشرفته دارند، معمولاً ارز ملی آنها یکی از ارزهای مرجع جهانی است. اما در کشورهایی که ارز ملی چنین جایگاهی ندارد و بهویژه با تورم مواجه هستند، صندوقهای ارزی میتوانند یکی از ابزارهای مورد استفاده باشند.
این صندوقها یک اکوسیستم مالی مبتنی بر ارز مرجع ایجاد میکنند که از یک سو امکان مدیریت دارایی را فراهم میآورد و از سوی دیگر، ابزار مناسبی برای سرمایهگذاری و تأمین مالی در اختیار فعالان اقتصادی قرار میدهد.
در ایران نیز سالها موضوع انتشار اوراق ارزی و ابزارهای مشابه مطرح بوده است. البته تفاوت مهمی میان ایران و بسیاری از کشورها وجود دارد. در برخی کشورها، اوراق ارزی از سوی سرمایهگذاران غیرمقیم خریداری میشود و در نتیجه، منابع از خارج وارد اقتصاد میشود؛ اما در ایران، تحریمها این مسیر را با محدودیتهایی مواجه کرده است.
با این حال، طی سالهای اخیر و با تلاش مرکز مبادله، صندوق توسعه ملی و سایر بخشها و همچنین مشارکت شرکتهایی که درآمد ارزی واقعی دارند، انتشار اوراق ارزی آغاز شده است که اتفاق مثبتی به شمار میرود.
این ابزار به شرکتهای تولیدکننده امکان میدهد تأمین مالی خود را بهموقع و با نرخ مناسب انجام دهند. در مقابل، خریدار اوراق نیز میتواند بخشی از دارایی خود را در ابزاری سرمایهگذاری کند که بازدهی آن بر مبنای ارز تعریف شده است و متناسب با شرایط و تعهدات ابزار، از منافع سرمایهگذاری بهرهمند شود.
صندوقهای ارزی لایه دیگری به این اکوسیستم مالی اضافه میکنند. هرچه این اکوسیستم عمیقتر شود، پویایی بیشتری در بازار تأمین مالی کشور شکل میگیرد و امکان استفاده از آن برای تأمین مالی پروژههای زیرساختی و حتی سرمایه در گردش برخی شرکتها افزایش مییابد.
با توجه به نیازهای کشور در زمینه بازسازی، احیا و توسعه، این صندوقها میتوانند نقش بیشتری در تثبیت و رسمیتر شدن اکوسیستم ارزی کشور ایفا کنند و بخشی از نیازهای مربوط به مدیریت ریسک را نیز پوشش دهند.
ساختار در نظر گرفتهشده برای این صندوقها ترکیبی از سازوکارهای مختلف برای کاهش ریسک دارد و میتواند نگرانی خریداران اوراق درباره ریسک نکول را تا حدی کاهش دهد. در نتیجه، زمینه مناسبی برای ورود سایر بازیگران و نهادهای مالی فراهم میشود. امیدواریم صندوقهای ارزی به پیشران تأمین مالی طرحهای ارزآور کشور تبدیل شوند.
با توجه به تورم و کاهش ارزش پول ملی، صندوقهای ارزی چگونه میتوانند به حفظ ارزش دارایی سرمایهگذاران و تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد کمک کنند؟
عیسی عباسی: صندوقهای ارزی از دو جنبه میتوانند مؤثر باشند. نخست اینکه بخشی از ارزهای خانگی که خارج از چرخه رسمی اقتصاد نگهداری میشوند، میتوانند وارد چرخه تولید شوند. از سوی دیگر، این صندوقها امکان پوشش ریسک نوسانات نرخ ارز را برای سرمایهگذاران فراهم میکنند.
به این ترتیب، فردی که ارز خود را در خانه نگهداری میکند، میتواند آن را وارد صندوق کند و ضمن مشارکت در تأمین مالی پروژهها، از منافع سرمایهگذاری نیز بهرهمند شود.
این موضوع هم برای اقتصاد کشور منفعت دارد، زیرا منابع جدیدی برای تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد فراهم میشود، و هم برای سرمایهگذار خرد جذاب است؛ چراکه بهجای نگهداری ارز در خانه، میتواند از یک ابزار مالی رسمی استفاده کند.
اگر ارز مبنای صندوق، ارز مرجعی مانند دلار باشد، بازدهی آن میتواند تا حدی کاهش ارزش پول ملی را پوشش دهد و به حفظ ارزش دارایی سرمایهگذار کمک کند؛ البته میزان این پوشش به عملکرد صندوق و شرایط سرمایهگذاری بستگی دارد.
نمیتوان انتظار داشت این ابزار بهتنهایی شرایط کلی اقتصاد را تغییر دهد یا بهصورت مستقیم اشتغال را متحول کند. صندوقهای ارزی میتوانند بخشی از مسیر را پوشش دهند، اما برای افزایش اشتغال و تولید در بلندمدت، امنیت سرمایهگذاری پیششرطی اساسی است.
اگر امنیت سرمایهگذاری در اقتصاد فراهم شود، سرمایه به سمت بخش مولد حرکت میکند، تولید افزایش مییابد و در نهایت امکان کنترل تورم نیز بیشتر خواهد شد.
بانکها در ساختار صندوقهای ارزی چه نقشی دارند و چگونه میتوانند به کاهش ریسک سرمایهگذاری کمک کنند؟
عیسی عباسی: بر اساس اساسنامه طراحیشده برای صندوقهای ارزی، دو نقش برای بانکها در نظر گرفته شده است: ایفای نقش ضامن و مشارکت در عملیات ارزی صندوقها.
این ساختار با هدف کاهش ریسک نکول طراحی شده است. در مرحله نخست، خود صندوق تلاش میکند تعهداتش را با استفاده از داراییهای نقدی در اختیار پوشش دهد. در مرحله بعد، بانک یا ضامن نقدشوندگی وارد عمل میشود و در صورت مواجهه صندوق با کمبود نقدینگی، برای جبران آن کمک میکند.
بنابراین، ساختار صندوقها بهگونهای طراحی شده است که ریسکهای موجود را تا حد امکان کاهش دهد و اطمینان بیشتری برای سرمایهگذاران ایجاد کند.
با آغاز فعالیت صندوقهای ارزی، مهمترین چالش پیش روی این ابزار چیست و اعتماد عمومی چه نقشی در موفقیت آن دارد؟
ایمان اسلامیان: در کشوری مانند ایران که با تورم ساختاری و مزمن مواجه است، مهمترین مسئله برای سپردهگذار و سرمایهگذار، انتخاب داراییای است که بتواند در برابر تورم نقش پناهگاه را ایفا کند.
برداشت ما از رفتار بازار این است که بسیاری از سپردهگذاران حتی اگر بتوانند ارزش دارایی خود را در سطح یک نرخ ارز مرجع حفظ کنند، این موضوع برایشان جذاب است؛ حتی اگر سود چندانی دریافت نکنند.
از سوی دیگر، جذب منابع ارزی برای شرکتهایی که توان تولید ارز دارند و میتوانند متعهد شوند در ماههای آینده ارز ایجاد کنند، جذابیت دارد.
امروز حتی شاهد شکلگیری بازاری غیررسمی برای قرضدهی ارزی در تهران هستیم و برخی مجموعهها عملاً فعالیت خود را بر قرضدهی ارز متمرکز کردهاند. این مسئله نشان میدهد که تقاضای واقعی برای منابع ارزی در اقتصاد وجود دارد.
با این حال، نکته مهم این است که چرا یک ابزار مالی در برخی کشورها موفق میشود، اما در کشوری دیگر نتیجه مشابهی ندارد. متخصصان اقتصاد، جامعهشناسی و علوم رفتاری، ریشه این تفاوت را تا حد زیادی در کیفیت نهادی میدانند. یکی از مهمترین نهادهایی که طی سالهای اخیر در ایران آسیب دیده، نهاد اعتماد است.
برای مثال، در آرژانتین، در مقطعی سیاستگذاران و اقتصاددانان برای کنترل تورم به سمت فریز کردن بخشی از منابع بانکی رفتند. این سیاست در ابتدا موفق بود و حتی تورم در چند ماه نخست بهطور قابلتوجهی کاهش یافت، اما در بلندمدت اقتصاد آرژانتین با پیامدهای سنگینی مواجه شد و این کشور سالها با آثار آن سیاست دستوپنجه نرم کرد.
مهمترین پرسشی که برای مردم ایجاد شد، این بود که آیا در صورت سپردن پول خود به نظام بانکی، میتوانند در زمان نیاز آن را پس بگیرند یا خیر. در نتیجه این بیاعتمادی، بازاری غیررسمی و گسترده مبتنی بر دلار شکل گرفت.
در ایران نیز تجربهای مشابه داشتیم. چند سال پیش، پس از خروج ترامپ از برجام و وقوع جهش شدید نرخ ارز، دولت نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی را اعلام کرد. در همان دوره، برخی سپردهگذاران ارزی به بانکها مراجعه کردند و خواستار دریافت منابع خود شدند.
استدلال آنها این بود که ارز فیزیکی یا حواله ارزی در اختیار بانک قرار دادهاند و پیشتر هر زمان مراجعه میکردند، امکان دریافت ارز وجود داشت؛ بنابراین انتظار داشتند هنگام برداشت نیز ارز دریافت کنند.
در آن مقطع، بهدلیل مسائل مربوط به تابآوری و پدافند غیرعامل، بانکها به سمت تسویه بخشی از این سپردهها با نرخ مرجع رفتند. اگرچه این موضوع در کوتاهمدت مدیریت شد، همان دوره کوتاه نیز آسیب قابلتوجهی به اعتماد در اقتصاد ایران وارد کرد.
اگر برآورد حدود ۳۰ میلیارد دلار ارز خانگی را در نظر بگیریم، با حجم بزرگی از منابع مواجه هستیم که میتواند بخش قابلتوجهی از مشکلات تولید، بازسازی و تأمین مالی کشور را برطرف کند.
اما شرط اصلی، اعتماد دارندگان ارز به نظام رسمی اقتصاد و تمایل آنها به ورود منابعشان به این چرخه است. میتوان صندوقهای ارزی راهاندازی و اوراق ارزی منتشر کرد، اما ورود منابع جدید به بازار پول مستلزم وجود اعتماد است. بنابراین، بانک مرکزی و سایر نهادهای مسئول باید برای ترمیم این اعتماد آسیبدیده نیز چارهاندیشی کنند.
از سوی دیگر، مدیران صندوقها باید دقت زیادی داشته باشند که اوراق و ابزارهای مشارکتی واقعاً بر جریانهای ارزی واقعی مبتنی باشند.
چرا ضروری است منابع صندوقهای ارزی به پروژههایی اختصاص یابد که درآمد ارزی دارند؟ این رویکرد چگونه به مدیریت ریسک بازپرداخت کمک میکند؟
ایمان اسلامیان: تجربه ترکیه در این زمینه بسیار آموزنده است. در این کشور، برخی صنایع و شرکتهایی که هزینههای خود را با لیر پرداخت میکردند، منابع ارزی دریافت کردند و دلار و یورو را در فعالیتهایی سرمایهگذاری کردند که درآمد آنها عمدتاً به لیر بود.
در ادامه، با افزایش شدید تورم و کاهش ارزش لیر، شکاف میان درآمد این شرکتها و تعهدات ارزی آنها افزایش یافت و اقتصاد ترکیه با ریسک قابلتوجهی مواجه شد.
به همین دلیل، نباید صرفاً به دنبال جذب منابع ارزی باشیم؛ بلکه باید این منابع را به پروژههایی اختصاص دهیم که واقعاً درآمد ارزی ایجاد میکنند.
ایران از این نظر ظرفیت مناسبی دارد. شرکتهایی در حوزه انرژی و معدن فعالیت میکنند که درآمد ارزی واقعی دارند. حتی برخی کارخانهها محصولاتی تولید میکنند که بازار داخلی مناسبی برای آنها وجود ندارد و به همین دلیل ناگزیر از صادرات هستند.
این شرکتها گزینههای مناسبی برای دریافت منابع ارزی محسوب میشوند؛ زیرا هم امکان پوشش ریسک ارزی در آنها وجود دارد و هم میتوانند تعهدات خود را از محل درآمدهای ارزی بازپرداخت کنند.
اگر این ابزار بهدرستی طراحی و استفاده شود، میتواند بخش مهمی از مشکلات تأمین مالی امروز اقتصاد ایران را برطرف کند.
شفافیت و نظارت چه نقشی در جلب اعتماد سرمایهگذاران و موفقیت صندوقهای ارزی دارند؟
عیسی عباسی: ساختار صندوق بهگونهای طراحی شده است که مدیر سرمایهگذاری موظف باشد پروژههایی را انتخاب کند که بازدهی مناسبی داشته باشند و اتکای واقعی به درآمدهای ارزی داشته باشند. همچنین سازوکارهایی مانند ضامن و ضامن نقدشوندگی برای کاهش ریسک در نظر گرفته شده است.
از سوی دیگر، نظارت سازمان بورس و بانک مرکزی و الزام به شفافیت میتواند به افزایش اعتماد کمک کند.
وقتی صورتهای مالی صندوق منتشر میشود و عملکرد آن بهطور مستمر در اختیار بازار قرار میگیرد، سرمایهگذار میتواند وضعیت منابع خود را ارزیابی کند. این شفافیت میتواند بخشی از اعتمادی را که در دورههای گذشته آسیب دیده است، دوباره ایجاد کند.
به نظر من، این فرصت مناسبی است تا عموم مردم نیز بتوانند در این صندوقها سرمایهگذاری کنند و از مزایای آنها بهرهمند شوند.
صندوقهای ارزی چه ظرفیتی برای جذب سرمایههای خرد و نهادی و هدایت منابع به سمت تولید و توسعه اقتصادی دارند؟
ایمان اسلامیان: به نظر من، نقش خبرنگاران و اطلاعرسانی و تبیین این ابزار بسیار مهم است. صندوقهای ارزی هم برای سرمایهگذاران خرد و هم برای سرمایهگذاران نهادی جذابیت دارند.
بخش قابلتوجهی از داراییهای مردم امروز در قالب ارز یا داراییهایی نگهداری میشود که صرفاً جنبه تزئینی یا حفظ ارزش دارند و کمکی به اقتصاد ملی نمیکنند. صندوقهای ارزی میتوانند این منابع را به سمت بخش واقعی اقتصاد هدایت کنند.
این ابزار برای سرمایهگذار خرد نیز جذاب است؛ زیرا فرد میتواند حتی با مبلغی نسبتاً محدود در داراییهایی مانند دلار یا یورو سرمایهگذاری کند، نگران کاهش ارزش سرمایه خود در برابر تورم نباشد و در کنار آن، امکان کسب سود نیز داشته باشد.
از همه مهمتر، سرمایهگذار در بخش واقعی اقتصاد مشارکت میکند و منابع او میتواند برای تولید، توسعه و اجرای پروژههای اقتصادی به کار گرفته شود.
به نظر من، اگر کارشناسان، رسانهها و بخشهای مختلف اقتصادی بتوانند این ابزار را بهصورت دقیق و تخصصی برای مردم تبیین کنند، شانس موفقیت صندوقهای ارزی بسیار بالا خواهد بود و این ابزار میتواند آثار قابلتوجهی بر اقتصاد کشور داشته باشد.