27 مهر 1405 - 16:31

مرز باریک نظارت و مداخله

علی نظافتیان، پژوهشگر حقوق بانکی، در یادداشتی اختصاصی برای ایبنا، به بررسی مرز میان اختیار، نظارت و مداخله در نظام بانکی و نقش آن در اجرای مؤثر سیاست پولی پرداخته که در ادامه می‌خوانید.
کد خبر : ۱۸۶۵۰۴

علی نظافتیان

استقلال بانک مرکزی در دهه‌های اخیر به یکی از اصول مهم حکمرانی اقتصادی و پولی در جهان تبدیل شده است. تجربه بسیاری از کشور‌ها نشان می‌دهد هرگاه سیاست پولی تحت تأثیر ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی، مالی و بودجه‌ای قرار گیرد، ممکن است از هدف اصلی خود یعنی حفظ ارزش پول و ثبات قیمت‌ها فاصله بگیرد و هزینه آن در نهایت بر دوش اقتصاد و جامعه قرار گیرد.

با این حال، استقلال بانک مرکزی به معنای جدایی آن از ساختار حکمرانی یا عدم پاسخگویی نیست. بانک مرکزی همچنان بخشی از نظام حکمرانی اقتصادی کشور است و اهداف اساسی آن باید در چارچوب قانون تعیین شود. آنچه استقلال بانک مرکزی را معنا می‌بخشد، امکان تصمیم‌گیری حرفه‌ای و کارشناسی و مصونیت نسبی از فشار‌های کوتاه‌مدت سیاسی در اجرای سیاست پولی است.

از همین رو، در بررسی استقلال بانک مرکزی باید میان دو پرسش تفاوت قائل شد: چه نهادی اهداف سیاست پولی را تعیین می‌کند و بانک مرکزی تا چه اندازه در انتخاب و اجرای ابزار‌های لازم برای تحقق این اهداف استقلال دارد؟

استقلال بانک مرکزی نیز مفهومی چندبعدی است و صرفاً با نحوه انتخاب رئیس‌کل یا میزان فاصله بانک مرکزی از دولت سنجیده نمی‌شود. استقلال در تعیین اهداف، استقلال ابزاری، استقلال نهادی، استقلال شخصی و حرفه‌ای مدیران، استقلال مالی و استقلال در اجرای سیاست پولی، مهم‌ترین ابعاد این مفهوم هستند.

در بسیاری از کشورها، اهداف سیاست پولی توسط قانون‌گذار تعیین می‌شود و بانک مرکزی در انتخاب ابزار‌ها استقلال دارد. بنابراین، استقلال در تعیین اهداف به‌صورت مطلق کمتر پذیرفته شده، اما استقلال در انتخاب ابزار‌های سیاست پولی یکی از ارکان مهم بانکداری مرکزی مدرن است.

در این میان، استقلال شخصی مدیران نیز اهمیت دارد. رئیس‌کل و اعضای ارکان تصمیم‌گیر بانک مرکزی باید از امنیت نسبی دوره مسئولیت، شرایط روشن برای عزل، استقلال رأی و البته دانش و تجربه کافی در حوزه‌هایی مانند اقتصاد کلان، سیاست پولی، بانکداری و بازار‌های مالی برخوردار باشند. استقلال بدون تخصص می‌تواند به تصمیم‌گیری نادرست منجر شود و تخصص بدون استقلال نیز ممکن است تحت تأثیر فشار‌های بیرونی قرار گیرد. البته استقلال شخصی به معنای اختیار نامحدود نیست؛ تصمیمات سیاست پولی باید به‌صورت نهادی، جمعی، در چارچوب قانون و همراه با پاسخگویی اتخاذ شوند.

در آمریکا، کنگره اهداف قانونی سیاست پولی را تعیین کرده و فدرال رزرو از استقلال عملیاتی قابل‌توجهی در اجرای سیاست پولی برخوردار است. مأموریت دوگانه فدرال رزرو شامل حداکثر اشتغال و ثبات قیمت‌هاست و کمیته بازار آزاد فدرال یا FOMC نهاد اصلی تصمیم‌گیر درباره سیاست پولی محسوب می‌شود.

بنابراین، استقلال فدرال رزرو به معنای استقلال از قانون‌گذار نیست؛ بلکه بیشتر به معنای استقلال در اجرای سیاست پولی و انتخاب ابزارهاست. در عین حال، این استقلال با پاسخگویی در برابر کنگره و جامعه همراه است.

الگوی اتحادیه اروپا از این نظر تفاوت مهمی دارد. در این نظام، هدف اصلی یعنی حفظ ثبات قیمت‌ها و اصل استقلال بانک مرکزی در سطح معاهدات اتحادیه اروپا تثبیت شده است. ماده ۱۲۷ معاهده عملکرد اتحادیه اروپا (TFEU) ثبات قیمت‌ها را هدف اصلی نظام اروپایی بانک‌های مرکزی تعیین می‌کند و ماده ۱۳۰ تصریح دارد که بانک مرکزی اروپا، بانک‌های مرکزی ملی و اعضای ارکان تصمیم‌گیر آنها نباید در انجام وظایف خود از دولت‌ها یا نهاد‌های اتحادیه دستور بگیرند. به این ترتیب، استقلال بانک مرکزی در اروپا از پشتوانه حقوقی و نهادی قدرتمندی برخوردار است.

در ایران نیز مسئله اصلی صرفاً این نیست که آیا قانون واژه «استقلال» را به کار برده است یا خیر؛ بلکه باید بررسی کرد بانک مرکزی در کدام حوزه‌ها مستقل است، در برابر چه نهادی پاسخگوست و تا چه اندازه می‌تواند سیاست پولی را بدون مداخله مستقیم سیاسی اجرا کند.

برای ارزیابی استقلال بانک مرکزی در ایران باید دست‌کم پنج حوزه مورد توجه قرار گیرد: استقلال در تعیین و تفسیر اهداف، استقلال در انتخاب ابزار‌های سیاست پولی، استقلال نهادی و مدیریتی، استقلال مالی و استقلال در برابر فشار‌های مالی و بودجه‌ای دولت.

در اینجا باید میان استقلال قانونی و استقلال عملی نیز تفاوت گذاشت. ممکن است قانون اختیارات قابل‌توجهی برای بانک مرکزی در نظر گرفته باشد، اما تکالیف بودجه‌ای، اعتباری، ارزی یا تأمین مالی دولت در عمل دامنه این استقلال را محدود کنند.

به‌ویژه رابطه مالی دولت و شبکه بانکی اهمیت زیادی دارد. اگر دولت هزینه سیاست‌های حمایتی یا تکالیف اعتباری خود را به ترازنامه بانک‌ها منتقل کند، مرز میان سیاست مالی و پولی مخدوش می‌شود. در چنین شرایطی، ناترازی مالی دولت می‌تواند از طریق شبکه بانکی به افزایش نیاز بانک‌ها به منابع بانک مرکزی و در نهایت رشد پایه پولی و تورم منجر شود.

بنابراین، استقلال بانک مرکزی بدون اصلاح رابطه مالی دولت و شبکه بانکی نمی‌تواند به‌طور کامل اثربخش باشد. بانک مرکزی باید سیاست‌گذار پولی باشد و دولت نیز سیاست‌های مالی خود را از مسیر بودجه اجرا کند.

استقلال بانک مرکزی نباید به معنای ایجاد یک «منطقه غیرپاسخگو» در ساختار حکمرانی باشد. بانک مرکزی مستقل باید درباره تصمیمات خود، میزان تحقق اهداف، نحوه استفاده از ابزار‌های سیاست پولی و عملکردش در برابر نهاد‌های قانونی و جامعه پاسخگو باشد.

در مقابل، پاسخگویی نباید به دخالت دولت یا سایر نهاد‌های سیاسی در تصمیمات روزمره سیاست پولی منجر شود. به بیان دیگر، استقلال و پاسخگویی دو روی یک سکه‌اند؛ استقلال بدون پاسخگویی خطرناک است و پاسخگویی بدون استقلال نیز استقلال واقعی ایجاد نمی‌کند.

یکی دیگر از موضوعات مهم، مرز میان نظارت بانک مرکزی و مدیریت بانک‌هاست. اصل بر این است که بانک مرکزی ناظر بانک است، نه مدیر آن. وضع مقررات، نظارت بر اجرای مقررات، ارزیابی سلامت بانک و اعمال اقدامات اصلاحی باید در حیطه وظایف بانک مرکزی قرار گیرد؛ در حالی که مدیریت روزمره بانک و تصمیمات تجاری اصولاً باید در اختیار ارکان همان بانک باشد.

البته در شرایط استثنایی و مطابق قانون، ممکن است برای حفظ حقوق سپرده‌گذاران و جلوگیری از گسترش بحران، هیأت سرپرستی برای بانک مشکل‌دار تعیین شود. در این شرایط باید سازوکار روشنی برای تفکیک وظیفه نظارت از مدیریت، جلوگیری از تعارض منافع و بازگشت بانک به مدیریت عادی وجود داشته باشد.

استقلال بانک مرکزی زمانی معنا و اثربخشی واقعی دارد که سیاست پولی در سراسر شبکه بانکی به شکل هماهنگ اجرا شود. بانک‌های دولتی ممکن است علاوه بر ملاحظات بانکی، تحت تأثیر تکالیف و سیاست‌های دولت قرار گیرند، در حالی که بانک‌های خصوصی باید بر مبنای اصول تجاری و حرفه‌ای و در چارچوب مقررات بانک مرکزی فعالیت کنند.

با این حال، سیاست پولی بانک مرکزی باید برای همه بانک‌ها، صرف‌نظر از مالکیت، بر اساس قواعد واحد و شفاف اجرا شود؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند نرخ‌های سود، کنترل نقدینگی، الزامات ذخیره‌ای، سیاست اعتباری، مقررات احتیاطی و مدیریت ریسک.

از این منظر، استقلال بانک مرکزی نباید به معنای قطع ارتباط با شبکه بانکی باشد. اجرای مؤثر سیاست پولی نیازمند شناخت دقیق شرایط عملیاتی بانک‌ها و دریافت بازخورد کارشناسی از شبکه بانکی است.

در این چارچوب، کانون بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی در بخش خصوصی و شورای هماهنگی بانک‌های دولتی در بخش دولتی می‌توانند بستر این هماهنگی را فراهم کنند؛ از تبادل اطلاعات و بررسی آثار سیاست‌های پولی گرفته تا شناسایی مشکلات اجرایی، ارائه پیشنهاد‌های کارشناسی و بررسی آثار مقررات جدید.

البته مرز میان «هماهنگی و مشورت» با «دخالت در تصمیم‌گیری» باید کاملاً روشن باشد. بانک مرکزی باید تصمیم‌گیر مستقل سیاست پولی باقی بماند، اما اجرای سیاست پولی بدون ارتباط کارشناسی با شبکه بانکی نیز امکان‌پذیر نیست. به هر حال، سیاست‌های پولی و بانکی بانک مرکزی را بانک‌های دولتی و خصوصی اجرا می‌کنند و مجری باید به کارشناسی و منطقی بودن تصمیمات و دستورالعمل‌های بانک مرکزی اعتقاد داشته باشد.

مقایسه آمریکا، اتحادیه اروپا و ایران نشان می‌دهد که استقلال بانک مرکزی مفهومی مطلق نیست. در آمریکا، قانون‌گذار اهداف را تعیین می‌کند و فدرال رزرو در اجرای سیاست پولی استقلال عملیاتی دارد. در اتحادیه اروپا، ثبات قیمت‌ها و اصل استقلال بانک مرکزی از پشتوانه معاهدات اتحادیه برخوردار است.

برای ایران نیز مسئله اصلی نباید صرفاً این باشد که «آیا بانک مرکزی مستقل است؟» بلکه باید پرسید: بانک مرکزی در کدام حوزه مستقل است، اهداف سیاست پولی را چه نهادی تعیین می‌کند، ابزار‌ها را چه نهادی انتخاب می‌کند، در برابر چه نهادی پاسخگوست و چگونه می‌توان استقلال تصمیم‌گیری را با پاسخگویی و هماهنگی شبکه بانکی جمع کرد؟

الگوی مطلوب، نه استقلال مطلق بانک مرکزی از حاکمیت است و نه قرار گرفتن سیاست پولی در معرض مداخلات کوتاه‌مدت سیاسی؛ بلکه ایجاد تعادلی نهادی میان استقلال، پاسخگویی، نظارت و هماهنگی است.

در نهایت، تأکید بر استقلال بانک مرکزی بدون توجه به نحوه اجرای تصمیمات آن در شبکه بانکی، کافی نیست. سیاست‌گذار پولی باید مستقل تصمیم بگیرد، اما تصمیماتش باید از مسیر یک شبکه بانکی هماهنگ، متخصص و پاسخگو به اجرا برسد. در بخش خصوصی، کانون بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی و در بخش دولتی، شورای هماهنگی بانک‌های دولتی می‌توانند این حلقه ارتباطی را شکل دهند؛ حلقه‌ای که در آن بانک‌ها مجری سیاست پولی هستند، اما در تصمیم‌گیری مستقل بانک مرکزی مداخله نمی‌کنند.

ارسال‌ نظر
captcha