به گزارش خبرنگار ایبنا، بازار طلای آنلاین در ایران هنوز سهم کوچکی از بازار طلا را در اختیار دارد. برآورد غالب فعالان این حوزه، سهم معاملات آنلاین را حدود ۳ درصد از کل بازار طلا میداند؛ بنابراین با وجود رشد سریع پلتفرمها، هنوز نمیتوان از جابهجایی مرکز ثقل بازار طلا به فضای آنلاین سخن گفت. با این حال، دادههای بانک مرکزی نشان میدهد این بازار از نظر رفتار معاملاتی با بازار سنتی تفاوتهایی دارد و به تغییرات قیمت، انتظارات و شوکهایی مانند جنگ، واکنش سریعتری نشان میدهد.
محمدرضا مانییکتا، مدیر اداره نظارت بر نظامهای پرداخت بانک مرکزی به تازگی از سهم حدود ۱۴ درصدی سکوهای معاملات آنلاین از ارزش معاملات قابل مشاهده در شبکه پرداخت خبر داده است.
در نگاه اول، مقایسه این عدد با برآورد ۳ درصدی سهم بازار آنلاین میتواند متناقض به نظر برسد، اما این دو عدد یک مفهوم را اندازهگیری نمیکنند.
عدد ۳ درصد، برآوردی از سهم پلتفرمهای آنلاین از کل بازار طلا را نشان میدهد، در حالی که عدد ۱۴ درصد مربوط به سهم این سکوها از بخشی از معاملات طلاست که در دادههای شبکه پرداخت قابل مشاهده است.
مانییکتا این را هم تأکید کرده که آمار شبکه پرداخت تمام بازار را پوشش نمیدهد و بخشی از معاملات، بهویژه معاملات با مبالغ بالاتر، از مسیرهایی مانند پایا و ساتنا انجام میشود؛ بنابراین نمیتوان از عدد ۱۴ درصد نتیجه گرفت که یکهفتم بازار طلا آنلاین شده است. اهمیت این عدد بیشتر در این است که نشان میدهد وزن معاملات آنلاین در جریان پرداخت رسمی و قابل ردیابی، از سهم برآوردشده آنها در کل بازار بیشتر است.
در نتیجه، بازار آنلاین همچنان یک بخش کوچک از بازار طلاست، اما در همان بخش تحت پوشش شبکه پرداخت، حضور قابل توجهی پیدا کرده است.
داده دیگری که مانییکتا ارائه کرده، افزایش میانگین مبلغ تراکنشهای آنلاین است. بر اساس این آمار، میانگین مبلغ هر تراکنش در سکوهای آنلاین از حدود ۹ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ به نزدیک ۱۱ میلیون تومان در پنج ماه نخست ۱۴۰۵ رسیده است.
این افزایش حدود ۲۰ درصدی در نگاه اول میتواند نشانه ورود سرمایه بیشتر به بازار آنلاین باشد، اما نمیتوان چنین نتیجهای را قطعی دانست. در بازاری مانند طلا که قیمت خود دارایی طی این مدت افزایش داشته، رشد مبلغ اسمی هر تراکنش میتواند تا حد زیادی حاصل افزایش قیمت باشد؛ بنابراین آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که ارزش اسمی معاملات آنلاین افزایش یافته است؛ اما برای تشخیص اینکه آیا کاربران واقعاً طلای بیشتری خریداری کردهاند یا صرفاً برای همان میزان طلا پول بیشتری پرداختهاند، به دادههای وزنی معاملات نیاز است.
این تمایز مهم است؛ زیرا یکی از جذابیتهای اصلی طلای آنلاین، امکان خرید با مبالغ پایین است و اگر در کنار رشد قیمت، متوسط حجم واقعی طلای خریداریشده نیز افزایش یافته باشد، میتواند نشانه تغییر جدیتری در رفتار کاربران باشد.
روند معاملات در سال ۱۴۰۴ و ماههای ابتدایی ۱۴۰۵ نیز نشان میدهد بازار آنلاین نسبت به تغییرات شرایط اقتصادی و انتظارات، نوسان بیشتری دارد.
بر اساس دادههای ارائهشده در همایش زرآتی، معاملات سکوهای آنلاین از بهار به تابستان ۱۴۰۴ کاهش یافت، اما از تابستان به پاییز دوباره روند افزایشی گرفت و در زمستان به اوج رسید. پس از آن نیز در مقایسه سهماهه چهارم ۱۴۰۴ با سهماهه نخست ۱۴۰۵، کاهش محسوسی در معاملات مشاهده شد.
این نوسان را میتوان تا حدی با ماهیت این بازار توضیح داد. کاربر آنلاین برای خرید یا فروش نیازمند مراجعه فیزیکی نیست و تغییر قیمت، اخبار سیاسی یا تغییر انتظارات میتواند در مدت کوتاهی تصمیم او را تغییر دهد.
به همین دلیل، بازار آنلاین طلا را میتوان بازاری با واکنش سریعتر به انتظارات دانست؛ ویژگیای که در دورههای رونق میتواند به رشد سریع معاملات منجر شود و در زمان شوک نیز افت سریعتری ایجاد کند.
تجربه جنگ ۱۲ روزه نیز نشان داد که رفتار بازار طلا را نمیتوان صرفاً با نمودار قیمت توضیح داد.
بر اساس توضیحات مانییکتا، در جریان جنگ ۱۲ روزه معاملات سکوهای آنلاین متوقف شد و پس از پایان جنگ نیز بازار برای بازگشت به الگوی معمول خود به زمان نیاز داشت. مقایسه دوره ۱۲ روزه پیش از جنگ با ۱۲ روز پس از پایان آتشبس، از کاهش حدود ۲۰ برابری تعداد و مبلغ تراکنشها در سکوهای آنلاین حکایت داشت.
این داده بیش از آنکه درباره میزان تقاضای بلندمدت برای طلا صحبت کند، نشاندهنده اثر یک شوک شدید بر رفتار معاملاتی است. در چنین شرایطی، حتی اگر انگیزه حفظ ارزش دارایی افزایش پیدا کند، نااطمینانی شدید میتواند همزمان باعث شود خانوارها از انجام معامله جدید خودداری کنند؛ بنابراین افزایش جذابیت طلا الزاماً به معنای افزایش فوری معاملات طلا نیست؛ در شرایط بحرانی، شدت نااطمینانی میتواند حتی بازار داراییهای امن را نیز موقتاً منجمد کند.
تجربه جنگ ۴۰ روزه تصویر متفاوتی ارائه کرد. در این دوره، برخلاف جنگ ۱۲ روزه، معاملات سکوهای آنلاین پس از یک توقف کوتاه ادامه یافت.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی بانک مرکزی، در طول جنگ، میزان معاملات سکوهای آنلاین حداقل ۶۰ درصد کاهش پیدا کرد. اما در ۴۰ روز پس از آتشبس، ارزش معاملات این سکوها نسبت به دوره جنگ تا حدود ۱۰۰ درصد افزایش یافت.
در بازار سنتی، اما بازگشت به شرایط عادی کندتر بود و رکود معاملات طلا و جواهر پس از جنگ نیز ادامه داشت.
این تفاوت، یکی از مهمترین یافتههای رفتاری درباره بازار آنلاین است: این بازار هم در زمان شوک سریعتر منقبض میشود و هم پس از کاهش نااطمینانی، سریعتر احیا میشود.
البته این به معنای آن نیست که کاربران آنلاین در بحران الزاماً بیشتر از خریداران سنتی طلا معامله میکنند؛ بلکه نشان میدهد واکنش آنها به تغییر شرایط میتواند سریعتر باشد.
یکی از دلایل مهم رشد پلتفرمها، تغییر ترکیب تقاضای طلاست.
در شرایطی که قیمت طلا افزایش پیدا کرده، خرید مصنوعات یا حتی قطعات با وزن بالا برای بسیاری از خانوارها دشوارتر شده است. پلتفرمهای آنلاین با فراهم کردن امکان خریدهای خرد، مانع ورود به بازار را کاهش دادهاند.
در نتیجه، بخشی از تقاضای جدید الزاماً از طلافروشیهای سنتی به پلتفرمها منتقل نشده؛ بلکه ممکن است تقاضایی باشد که پیش از این اساساً امکان ورود منظم به بازار طلا را نداشت.
همین موضوع میتواند توضیح دهد که چرا با وجود سهم حدود ۳ درصدی، بازار آنلاین توانسته در مدت نسبتاً کوتاهی رشد کند.
با همه این تحولات، نباید تصویر بازار را بیش از اندازه دیجیتالی کرد.
اگر برآورد حدود ۳ درصدی را مبنا قرار دهیم، حدود ۹۷ درصد بازار همچنان خارج از پلتفرمهای آنلاین قرار دارد. بازار سنتی نیز مزیتهایی دارد که به سادگی قابل جایگزینی نیست؛ از اعتماد شکلگرفته میان خریدار و فروشنده تا امکان مشاهده و تحویل فیزیکی طلا.
از سوی دیگر، بخشی از تقاضای طلا اساساً ماهیت مصرفی دارد و برای چنین خریدهایی، پلتفرم آنلاین الزاماً جایگزین طبیعی طلافروشی سنتی نیست؛ بنابراین رشد بازار آنلاین را بهتر است نه به معنای حذف بازار سنتی، بلکه بهعنوان اضافهشدن یک کانال جدید به اکوسیستم طلا در نظر گرفت.
تصویر بازار طلا در میانه ۱۴۰۵ در نهایت دو واقعیت همزمان را نشان میدهد.
از یک سو، طلای آنلاین هنوز بازار کوچکی است و حتی برآورد ۳ درصدی نشان میدهد فاصله زیادی با بازار سنتی دارد. از سوی دیگر، دادههای بانک مرکزی از افزایش میانگین مبلغ تراکنشها و واکنش سریع معاملات آنلاین به شوکهای اقتصادی و جنگ حکایت دارد.
اما نباید افزایش مبلغ تراکنش را به تنهایی نشانه رشد واقعی تقاضا دانست؛ همانطور که نباید کاهش معاملات در دوره جنگ را به معنای از بین رفتن جذابیت طلا تعبیر کرد. قیمت طلا، تورم، نااطمینانی و رفتار احتیاطی خانوارها همزمان بر این ارقام اثر میگذارند.
آنچه فعلاً با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که بازار آنلاین در حال تبدیلشدن به یک کانال مهم برای تقاضای خرد طلاست؛ کانالی که نسبت به بازار سنتی، سریعتر به تغییر انتظارات واکنش نشان میدهد.
سهم ۳ درصدی امروز بنابراین لزوماً نشاندهنده اهمیت آینده این بازار نیست؛ اما برای اینکه این سهم به ارقام بالاتر برسد، صرف رشد تعداد پلتفرمها کافی نیست. تداوم تقاضای سرمایهگذاری خرد، افزایش اعتماد کاربران و استمرار جذابیت طلا بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی، تعیین میکند که این بازار کوچک تا چه اندازه میتواند بزرگ شود.