به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، کمتر از دو هفته پس از سفر «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، به پکن و دیدارش با «شی جینپینگ» بسیاری در بازارها و پایتختهای آسیایی منتظر نشانههای «آرامش پایدار» در جنگ تجاری دو کشور بودند.
اگر چه بیانیههای اولیه از قول پکن، از «توافق برای کاهش برخی تعرفهها» و تعهدات بزرگ خرید کالاهای آمریکایی خبر میداد، اما سلسله رویدادهای بعدی ـ از پرونده ضدانحصار علیه تولیدکنندگان چینی کانتینر گرفته تا تداوم محدودیتهای فناوری و موضع متضاد دو طرف در نشست وزرای تجارت APEC در سوژو ـ تصویری متفاوت ساخت: سفر ترامپ بیشتر یک «وقفه تاکتیکی» بود تا نقطه عطفی برای تنشزدایی.
این گزارش با بررسی دادهها و گزارشهای رسانهای نشان میدهد که چرا، برخلاف انتظارات، شکاف میان واشنگتن و پکن پس از سفر ترامپ عمیقتر شده است.
۱. روایت رسمیِ «پیشرفت»؛ توافقی که سریعاً رنگ باخت
بر اساس گزارش «نیکی ایشیا» چین در روایت رسمی خود از نشست ۱۴–۱۵ مه ۲۰۲۶ در پکن اعلام کرد که شی و ترامپ بر «کاهش برخی تعرفهها برای تقویت تجارت» توافق کردهاند و در کنار آن، روی افزایش خرید محصولات کشاورزی آمریکا و هواپیما نیز تأکید شده است
در همین چارچوب، گزارش دیگری از همین رسانه نشان میدهد چین تعهد کرده حداقل ۱۷ میلیارد دلار در سال محصولات کشاورزی آمریکا، فراتر از سویا، خریداری کند. کشاورزان آمریکایی این وضعیت را «ثبات همراه با نگرانی» توصیف کردند، نشانهای از بیاعتمادی به پایداری این وعدهها:
اما در سوی مقابل، ترامپ در هواپیمای ریاستجمهوری، در راه بازگشت، تأکید کرد که «در برابر شی هیچ امتیازی نداده» و بر موضوعات حساسی مانند فروش سلاح به تایوان عقب ننشسته است؛ موضعی که عملاً هرگونه برداشت از «مصالحه واقعی» را تضعیف کرد.
به تعبیر یک یادداشت تحلیلی دیگر، آنچه پس از این سفر شکل گرفت «یک آرامش کوتاهمدت بود که زیر سطح آن خشم و بیاعتمادی میجوشید». بهعبارت دیگر، توافقات اعلامشده بیشتر جنبه نمادین و تاکتیکی داشت تا تغییری در بنیانهای اختلاف.
۲. APEC سوژو؛ جایی که اختلاف اولویتها عیان شد
نشست وزرای تجارت APEC در سوژو، چین، که حدود یک هفته پس از دیدار ترامپ–شی برگزار شد، اولین آزمون واقعیِ این «آرامش» بود.
چین که میزبان این دور از مذاکرات بود، در کنفرانس مطبوعاتی وزیر بازرگانیاش، وانگ ونتائو، بر یک محور اصلی تأکید کرد: احیای ایده «منطقه تجارت آزاد آسیا–اقیانوسیه» (FTAAP) و کاهش موانع تعرفهای و نیز تمرکز بر «یکپارچگی اقتصادی» و تسهیل جریان کالا در منطقه.
این روایت در امتداد جایگاه چین بهعنوان کشوری است که حدود ۲۸ درصد تولید کالای جهان را در اختیار دارد و به شدت به صادرات وابسته است (محاسبات سیانبیسی بر اساس دادههای بانک جهانی).
اما پاسخ طرف آمریکایی در سوژو، جهتگیری متفاوتی داشت. «کیسی کی. میس» مقام ارشد آمریکا در فوروم APEC، در گفتوگو با رسانهها FTAAP را «بیشتر یک دستورکار» دانست تا مقصد نهایی.
وی تمرکز آمریکا را بر «تجارت متوازن»، استانداردهای کار، رقابتپذیری و تسهیل تجارت گذاشت؛ کلیدواژههایی که با منطق تعرفهگذاری دولت ترامپ همخوان است.
در نتیجه، همانطور که گزارش رسانهها نشان میدهند، در حالی که چین از کاهش تعرفهها و آزادسازی بیشتر دفاع میکرد، آمریکا بر تصحیح عدمتعادلها و ابزارهای فشار تأکید داشت. سفر ترامپ نه تنها این واگرایی را کم نکرد، بلکه آن را شفافتر کرد.
۳. پرونده کانتینرها؛ سیگنال تهاجمی واشنگتن، بلافاصله بعد از سفر
یکی از روشنترین نشانهها که سفر ترامپ نتوانست بیاعتمادی ساختاری را کاهش دهد، پرونده ضدانحصار آمریکا علیه تولیدکنندگان چینی کانتینر بود؛ پروندهای که تنها چند روز پس از بازگشت ترامپ از پکن علنی شد.
بنا بر گزارشها، وزارت دادگستری آمریکا پروندهای را علیه ۴ شرکت چینی و ۷ مدیر اجرایی به اتهام تشکیل یک کارتل بزرگ برای دستکاری قیمت کانتینرهای خشک دریایی به جریان انداخته است؛ این شرکتها در مجموع حدود ۹۵ درصد تولید جهانی کانتینرهای خشک را در اختیار دارند.
پس از این اقدام، بازار نیز بلافاصله واکنش نشان داد و سهام برخی از این شرکتها در بورس هنگکنگ تا ۲۰ درصد سقوط کرد.
پیام ضمنی این اقدام برای پکن روشن بود: حتی اگر در ظاهر روی کاهش بخشی از تعرفهها توافق شود، واشنگتن آماده است از ابزارهای حقوقی، رقابتی و امنیتی برای مهار نفوذ اقتصادی چین استفاده کند.
این اقدام عملاً هرگونه برداشت از «گرمشدن روابط» را خنثی کرد و سوژو را بیشتر به صحنه مدیریت بحران تبدیل نمود تا تعمیق همکاری.
۴. تعرفهها روی کاغذ «در حال بازبینی»، در عمل پا بر جا
در سطح ساختاری، رژیم تعرفهای آمریکا علیه چین عملاً دستنخورده باقی مانده است.
طبق سند رسمی منتشرشده در فدرال رجیستر (روزنامه رسمی دولت آمریکا) در ۶ مه ۲۰۲۶، دفتر نماینده تجاری آمریکا (USTR) «دومین بازبینی چهارساله تعرفههای بخش ۳۰۱ علیه چین» را آغاز کرده است؛ این تعرفهها از سال ۲۰۱۸ روی حدود ۳۷۰ میلیارد دلار واردات از چین اعمال شدهاند.
خلاصه نکات کلیدی این سند و خلاصههای تحلیلی مانند گزارش KPMG این است که این بازبینی میتواند به ادامه، اصلاح یا پایان تعرفهها منجر شود، اما تا زمانی که صنایع آمریکایی خواستار حفظ آنها باشند، احتمال حذف گسترده تعرفهها پایین است.
گزارش KPMG نیز همین نکته را برجسته میکند که این بازبینی، بیشتر یک چارچوب حقوقی است تا نشانه واقعی عقبنشینی از سیاست تعرفهای.
به بیان دیگر، سفر ترامپ در بهترین حالت، تغییرات جزئی بر حاشیه یک رژیم تعرفهای بزرگ و پابرجا ایجاد کرده و ساختار اصلی فشار تجاری آمریکا بر چین همچنان سرِ جای خود است.
۵. جبهه تکنولوژی؛ رقابت در AI، نیمههادی و پهپادها تشدید میشود
در کنار تجارت کالا، حوزه تکنولوژی شاید مهمترین میدان تشدید شکاف واشنگتن و پکن پس از سفر ترامپ باشد.
۵.۱. هوش مصنوعی و «شکاف دیجیتال» در APEC
در سوژو، وزیر بازرگانی چین اعلام کرد که وزرای APEC به یک «اجماع جدید» در حوزه تجارت دیجیتال و همکاری در هوش مصنوعی رسیدهاند؛ از جمله تسهیل فعالیت شرکتهای تجارت الکترونیک و تعهد به تقویت مبادلات مرتبط با AI. پکن از «کاهش شکاف دیجیتال» سخن گفت، بدون آنکه نامی از شرکتهای بزرگ AI چینی ببرد.
در مقابل، مقام آمریکایی، کیسی میس، بر این تأکید کرد که آمریکا قصد دارد شرکتهای تکنولوژی و دیجیتال خود را بهعنوان «رهبران منطقه» تثبیت کند و از APEC برای برگزاری کارگاهها و نمایش قدرت نرم تکنولوژیک استفاده خواهد کرد.
این دو رویکرد نشان میدهد که سفر ترامپ نهتنها موازنه تکنولوژیک را نرم نکرده، بلکه دو طرف را در مسیر رقابت آشکار برای رهبری دیجیتال آسیا قرار داده است.
۵.۲. محدودیتهای سختگیرانه بر نیمههادیها و پهپادها
در همین دوره، گزارشهای متعددی از تشدید محدودیتهای آمریکا بر صادرات نیمههادیهای پیشرفته و فناوریهای حساس به چین منتشر شده است. بر این اساس صادرات پهپادهای چینی نیز با ترکیبی از محدودیتهای داخلی چین و ممنوعیتهای آمریکا به شدت کاهش یافته است.
در سوی دیگر، چین تلاش میکند مدلهای هوش مصنوعی «ارزان یا رایگان» عرضه کند تا فاصله کیفی با رقبای آمریکایی را کاهش دهد. این دو روند، در کنار هم، صحنه یک رقابت فشرده در AI و تراشهها را ترسیم میکند که فاصله راهبردی دو کشور را بیشتر میکند، نه کمتر.
۶. سرمایهگذاری و انرژی پاک؛ دور زدن محدودیتها بهجای رفع آنها
در حوزه انرژی و سرمایهگذاری نیز الگوی مشابهی دیده میشود:
گزارشهای متعدد حاکی است که شرکتهای چینی در حال استفاده از سرمایهگذاری مشترک در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در آمریکا هستند تا محدودیتهای فزاینده بر پروژههای انرژی پاک مرتبط با چین را دور بزنند:
این پدیده نشان میدهد که پس از سفر ترامپ، بهجای برداشته شدن موانع، بازیگران تجاری در حال تطبیق با یک محیط پرریسک و مقرراتمحور هستند؛ وضعیتی که نشانهای از تعمیق شکاف و «نهادینهشدن بیاعتمادی» است.
آرامشِ کوتاه پیش از عمیقتر شدن شکاف
مرور رویدادها و دادههای پس از سفر ترامپ به پکن نشان میدهد که توافقات اعلامشده (کاهش محدود تعرفهها و خرید محصولات کشاورزی و هواپیما) بیشتر جنبه تاکتیکی داشته و از نظر مقیاس و شفافیت، محدود است.
این در حالی است که ساختار اصلی فشار تعرفهای آمریکا (بخش ۳۰۱) پابرجاست و در بهترین حالت وارد مرحله بازبینی حقوقی شده، نه لغو.
همچنین پرونده ضدانحصار کانتینرها و سایر اقدامات اجرایی آمریکا، بلافاصله پس از سفر، پیام روشنی از تداوم رویکرد تهاجمی واشنگتن ارسال کرده است.
در نشست APEC در سوژو، چین و آمریکا دو تعریف کاملاً متفاوت از «اولویت تجاری» ارائه کردند: چین بر کاهش تعرفه و تعمیق تجارت آزاد تاکید کرد و آمریکا تجارت متوازن، استانداردهای سختگیرانه و استفاده فعال از ابزارهای حقوقی و امنیتی را خواستار شد.
در نتیجه، سفر ترامپ به پکن بیش از آنکه نقطه شروع آشتی تجاری باشد، یک «آرامش بسیار کوتاهمدت بر سطحِ دریایی متلاطم» بود. شکاف میان واشنگتن و پکن امروز نه فقط در سطح تعرفهها، بلکه در زنجیرههای تأمین، فناوریهای راهبردی، مقررات سرمایهگذاری و حتی ابزارهای حقوقی و قضایی ریشه دوانده است.
از دیگر سو، پیام این وضعیت برای بازیگران اقتصادی و دولتهای منطقه آسیا–اقیانوسیه، روشن است: روی اثرگذار بودن یک سفر یا یک نشست نباید حساب باز کرد؛ تنش میان دو قدرت بزرگ به مرحلهای رسیده که هر حرکت دیپلماتیک، در بهترین حالت، صرفاً سرعت تعمیق شکاف را کمی کاهش میدهد، نه خود شکاف را.